لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۶۰۰

M6:2600 — زانک حلوا بی‌اوان صفرا کند / سیلیش از خبث مستنقا کند

زانک حلوا بی‌اوان صفرا کندسیلیش از خبث مستنقا کند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2600

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا حلوایی که بی‌موقع خورده شود، صفرا را افزوده می‌کند؛ و سیلی زدن، فرد را از پلیدی‌ها پاک می‌سازد.

معنا: مولانا می‌گوید چیزی که فی‌نفسه نیکوست، اگر نابجا استفاده شود، مضر خواهد بود؛ و عملی که ظاهراً خشن است، اگر در جای خود به‌کار رود، می‌تواند مایه‌ی پاکی و درمان شود.

شرح

این بیت، در سیاق سخن مولانا دربارهٔ حقیقت عدل، بیانی عمیق دارد. عدل، از نظر او، «وضع اندر موضعش» است، یعنی هر چیز را در جایگاه شایستهٔ خود نهادن. بر این اساس، مطلق‌انگاری خیر و شر مردود است: «خیر مطلق نیست زین‌ها هیچ چیز، شر مطلق نیست زین‌ها هیچ نیست». پس، نفع و ضرر هر فعلی به «موضع» آن بستگی دارد و «علم» در گرو شناخت همین مواضع است.

بیت حاضر دو مثال گویا برای این اصل می‌آورد. بخش اول، «زانک حلوا بی‌اوان صفرا کند»، به ماهیت نسبی خیر اشاره دارد. حلوا، که عموماً خوراکی لذیذ و مغذی شمرده می‌شود، اگر «بی‌اوان» یعنی بی‌موقع یا برای کسی که مزاجش مناسب نیست مصرف شود، به جای سود، زیان می‌رساند. مولانا به دانش پزشکی زمانه اشاره می‌کند که خوردن حلوا برای افراد صفراوی‌مزاج (که طبیعت گرم و خشک دارند) مضر است و صفرا را افزون می‌کند؛ در حالی که برای بلغمی‌مزاجان (طبیعت سرد و تر) مفید است. این تمثیل به ما می‌آموزد که حکم عام نمی‌توان صادر کرد؛ چه بسا پاداشی که به ظاهر شیرین است، اگر بی‌موقع یا به ناسزا داده شود، رذایل را در وجود فرد تشدید کند، نه فضایل را.

بخش دوم بیت، «سیلیش از خبث مستنقا کند»، بیانگر جنبه‌ای دیگر از همین نسبیت است. سیلی زدن، که عملی خشن و نامطلوب است، اگر به کسی که در «خبث» یعنی پلیدی و زشتی فرو رفته باشد زده شود، می‌تواند او را «مستنقا» کند؛ یعنی پاک و مطهر سازد. اینجا مولانا به ریشهٔ واژهٔ «نقا» (پاکیزگی) و اصطلاح «تنقیه» (تطهیر و پاکسازی) اشاره می‌کند تا عمق این پاکسازی را نشان دهد. این همان «زجر»ی است که گاه «در ثواب از نان و حلوا به بود». به بیان دیگر، گاه یک برخورد تند و تنبیه به موقع، از فرد پلید رذیلت را می‌زداید و راهی برای بازگشت او به صواب می‌گشاید. مولانا این نکته را با مثال دیگری در همین دفتر توضیح می‌دهد: «سیله‌ای در وقت بر مسکین بزن / که رهاند آنش از گردن زدن». یعنی تنبیهی کوچک در زمان مناسب، فرد را از عواقب وخیم‌تر (چون اعدام) می‌رهاند.

این بیت، در مجموع، نگرش حکیمانهٔ مولانا را به عدالت و تربیت نشان می‌دهد. خیر و شر، نرمی و درشتی، نه مفاهیمی مطلق، که ابزارهایی هستند در دست عادل و مربی. مهم، تشخیص «موضع» صحیح و «اوان» مناسب است تا از هر ابزاری، حتی آنچه به ظاهر نامطلوب است، برای رشد و پاکی بهره گرفت.

نکات کلیدی

  • خیر و شر مطلق نیست؛ بلکه به موضع، زمان و شرایط بستگی دارد.
  • آنچه به ظاهر نیکوست (مانند حلوا) اگر بی‌موقع داده شود، می‌تواند مضر باشد.
  • آنچه به ظاهر خشن و ناگوار است (مانند سیلی) اگر به موقع باشد، می‌تواند پاک‌کننده و درمانی باشد.
  • عدالت حقیقی نیازمند «علم» به مواضع و تمایز دقیق بین افراد و شرایط است.
  • گاه تنبیه و زجر کوچک، از رنج‌ها و پیامدهای بزرگ‌تر پیشگیری می‌کند و به سعادت فرد می‌انجامد.

Sources: d6-s59 · 03:57:37

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.