لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۶۰۱

M6:2601 — سیلیی در وقت بر مسکین بزن / که رهاند آنش از گردن زدن

سیلیی در وقت بر مسکین بزنکه رهاند آنش از گردن زدن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2601

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک سیلی به موقع به فرد تهیدست بزن، که همان سیلی او را از گردن‌زدن (اعدام) برهاند. معنا: گاهی یک برخورد به ظاهر خشن و دردناک، اگر در زمان مناسب و با نیت درست اعمال شود، می‌تواند شخص را از عاقبتی به‌مراتب وخیم‌تر نجات دهد.

شرح

مولانا، در تبیین دقیق مفهوم «عدل»، به ما می‌آموزد که عدل چیزی نیست جز «وضع شیء در موضعش»؛ یعنی هر چیز را در جایگاه شایسته و سزاوار خود قرار دادن. در مقابل، ظلم آن است که چیزی را در جای نامناسبش بنهیم. از این منظر، خیر و شرِ مطلق، به معنای ذاتی و فارغ از بستر، وجود ندارد. حتی مفاهیمی چون غضب، حلم، و مکر که خداوند خود آفریده است، نیک یا بد بودنشان به «موضع» و جایگاه کاربردشان بستگی دارد.

از همین رو، «علم» از نظر مولانا نه تنها دانش به معنای کلی، بلکه «دانش به مواضع اشیاء» است که واجب و نافع می‌نماید. باید بدانیم که هر پدیده، هر عمل و هر برخوردی، در چه شرایطی نیکوست و در چه شرایطی زیان‌بار. اینجاست که مولانا با مثال‌های درخشان خود، این حقیقت را روشن می‌سازد. او می‌گوید: «زانکه حلوا بی‌اوان صفرا کند». یعنی شیرینی و نرمیِ نابجا، همچون حلوایی که در وقت نامناسب به شخص صفراوی‌مزاج خورانده شود، به جای نفع، ضرر می‌رساند و بیماری را تشدید می‌کند. این حکمت پزشکی قدما را مولانا در قالب استعاره‌ای عمیق برای اخلاق و تربیت به کار می‌گیرد: گاه، آنچه به ظاهر تلخ و ناخوشایند است، داروی شفاست، و آنچه شیرین و دلنشین می‌نماید، زهر جان‌فرسا.

بیت مورد بحث ما، اوج این آموزه است: «سیلیی در وقت بر مسکین بزن / که رهاند آنش از گردن زدن». این بیت یک قاعدهٔ اخلاقی و تربیتی بنیادین را بیان می‌کند. فرد «مسکین» اینجا لزوماً فقیر مالی نیست، بلکه کسی است که در شرایطی قرار دارد که مستعد لغزش‌ها یا ارتکاب اعمالی است که عاقبت وخیمی چون «گردن زدن» (اعدام) دارد. مولانا می‌گوید، در چنین حالتی، یک «سیلی در وقت»، یک گوشمالی به موقع، یک عقوبت قلیل و به‌ظاهر خشن، می‌تواند همچون مانعی عمل کند تا او از افتادن در ورطه‌ای عمیق‌تر بازگردد. این سیلی، گرچه دردآور است، اما به خیر اوست؛ چرا که او را از سرنوشتی مهیب‌تر نجات می‌دهد. این، مصداق بارز آن است که «ای بسا زجری که بر مسکین رود / در ثواب از نان و حلوا به بود»؛ گاه محرومیت یا سختی، ثوابی بیشتر از نعمت‌ها و بخشش‌های بی‌جا دارد.

مولانا این ایده را با دو تمثیل دیگر نیز تقویت می‌کند. اول آنجا که می‌فرماید: «زخم در معنا فتد از خوی بد / چون چوب بر گرد افتد نه بر نمد». او در اینجا به داستان زدنِ طفل یتیم اشاره می‌کند که فرد پاسخ می‌دهد: «من بر آن دیوی زدم کو اندر اوست.» یعنی هدف از برخورد، شخصِ یتیم نبود، بلکه آن خوی بد یا «دیو»ی بود که در او ریشه دوانده بود. همچون گرد و غباری که از فرشی به در می‌شود؛ هدف زدنِ خود فرش نیست، بلکه رهایی از گرد و خاک نشسته بر آن است. این «سیلی» نیز نه برای خود «مسکین» بلکه برای زدودن «خبث» (پلیدی) از اوست. دوم، او می‌گوید: «شق باید ریش را مرهم کنی / چرک را در ریش مستحکم کنی». اگر زخمی چرک کرده باشد و نیاز به شکافتن و تخلیه داشته باشد، تنها مرهم گذاشتن بر آن، به ظاهر مهربانی است، اما در باطن چرک را در عمق ریشه می‌دواند و به استخوان می‌رساند، با «نیم سودی» (آسودگی موقت) و «پنجاه زیان» (خسارت‌های جبران‌ناپذیر). پس، گاه چاره‌ای جز تیغ جراحی نیست تا ریشه‌ها از آلودگی پاک شوند.

این ابیات همگی تأکید بر این دارند که عدالت و خیرخواهی واقعی، نیازمند بصیرت و تمییز است؛ تمییزی که بداند هر کاری را «در وقت» و «در موضع» خودش انجام دهد. رویکردِ «مهربانی مطلق» یا «خشونت مطلق» بدون در نظر گرفتن موقعیت، در نظر مولانا بی‌ثمر و حتی مضر است. این خود گویای آن است که جهان اخلاق، بر خلاف تصور ساده‌انگارانه، پیچیدگی‌های فراوانی دارد و فاقد قواعد مطلق و جهان‌شمول است.

نکات کلیدی

  • عدل به معنای قرار دادن هر چیز در جایگاه و زمان مناسب خود است.
  • هیچ عملی ذاتاً خیر یا شر مطلق نیست؛ نیک و بد بودن آن به بستر و شرایط بستگی دارد.
  • یک برخورد خشن و به ظاهر دردناک، اگر به موقع و حساب‌شده باشد، می‌تواند از آسیب‌های بسیار بزرگ‌تر پیشگیری کند.
  • شیرینی یا نرمی نابجا، درست مانند حلوای نامناسب برای مزاج صفراوی، می‌تواند به جای درمان، بیماری را تشدید کند.
  • نیکخواهی واقعی مستلزم بصیرتی است که بداند چگونه، چه موقع و با چه ابزاری مداخله کند، حتی اگر آن ابزار به ظاهر ناخوشایند باشد.
  • غفلت از «علم به مواضع اشیاء» در کنش‌های اخلاقی و تربیتی، به سودی اندک و زیانی عظیم می‌انجامد.

Sources: d6-s59 · 03:45:02 d6-s59 · 03:57:37 d6-s59 · 04:20:50

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.