لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۹۴

M6:2894 — من نکردم لا ابالی در روش / تو مکن هم لاابالی در خلش

من نکردم لا ابالی در روشتو مکن هم لاابالی در خلش
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2894

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من در سلوکم هیچ بی‌مبالاتی نکردم، تو هم در رنجاندنم بی‌مبالاتی مکن.

معنا: مولانا در این بیت با جسارتی عاشقانه به معشوق می‌گوید که او در راه خود کوتاهی و بی‌باکی نکرده است، پس از خداوند نیز می‌خواهد که او را مورد رنجش و بی‌مهری قرار ندهد.

شرح

این بیت در ادامهٔ دعاهای سوزناک مولاناست که در آن‌ها از خداوند می‌خواهد نعمت وصال را پس نگیرد و دلِ شیرین‌شدهٔ او را با فراق، تلخ نکند. در چنین بستری، مولانا با لحنی قاطع و صریح، گویی وارد یک گفت‌وگوی بی‌پرده با معشوق می‌شود، گفت‌وگویی که در آن انتظار متقابلی را از جانب حق بیان می‌کند.

«من نکردم لاابالی در روش / تو مکن هم لاابالی در خلش.» واژهٔ «لاابالی» در اینجا به معنای بی‌مبالاتی، بی‌باکی، و گستاخی است. «روش» در کاربرد کهن‌تر فارسی، به‌معنای رفتار و سلوک است، نه صرفاً شیوه. «خلش» نیز که دکتر زرین‌کوب و دیگران نیز به آن اشاره کرده‌اند، در اصل به معنی خارش یا گزیدن است، اما در اینجا به معنای رنجاندن، آزردن و زخم‌زدن است. مولانا می‌گوید: «من در طریق سلوک خود، در رفتار و گام‌هایم، ذره‌ای بی‌مبالاتی و بی‌قاعدگی نکردم؛ پس تو هم ای معشوق، در رنجاندن و آزردن من، بی‌مبالاتی مکن.»

این بیت، در عین گستاخی و بی‌باکی عاشقانه، حاوی نکته‌ای ظریف و در عین حال پارادوکسیکال در اندیشهٔ مولاناست. در بسیاری از مواضع دیگر، مولانا به صراحت می‌گوید که «ادب عشق جمله بی‌ادبی‌ست» و عاشق از هر قاعده‌ای آزاد و رهاست. اما در این بیت، او از موضع یک بندهٔ وفادار و اخلاقی سخن می‌گوید، گویی که بر مبنای سلوک منضبط و روشمند خود، انتظاری متقابل از جانب حق دارد. این خود، نشان‌دهندهٔ ابعاد پیچیدهٔ رابطهٔ عاشقانهٔ عارف با معشوق است؛ گاه شور و بی‌قاعدگی محض، و گاه تکیه بر پیمان و وفاداری.

من گمان می‌کنم که این «خلش» که مولانا از آن بیم دارد، همان هجران و فراق بعد از وصال است که پیشتر نیز برایش دعا کرده بود. یعنی، رنجشی بزرگتر از این نیست که پس از چشیدن طعم شیرین وصال، دوباره به وادی جدایی بازگردیم. این بی‌مبالاتی در خلش، می‌تواند شامل رها کردن بنده در دام «باطل» نیز باشد. آنجا که مولانا می‌گوید: «باطل‌اند و می‌نمایندم رشد / زان که باطل باطلان را می‌کشد»، اشاره به گمراهی‌هایی دارد که چون حق جلوه می‌کنند و انسان را به سوی خود می‌کشند. در واقع، این بیت نه فقط یک درخواست برای عدم رنجش مستقیم، بلکه یک التماس برای حفظ توفیقِ باقی ماندن در مسیر و دوری از لغزش به سمت باطل‌هاست. او می‌ترسد که اگر از سوی حق، دچار نوعی «لاابالی‌گری» در مواجهه با او شود، در دام گمراهی افتد و این «خلش» اعظم است.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت با جسارتی عاشقانه، از معشوق طلب رعایت می‌کند و با سلوک خود، گویی انتظار متقابلی از حق دارد.
  • «لاابالی» به معنای بی‌مبالاتی در روش و «خلش» به معنای آزردن و رنجاندن است.
  • این بیت نشان‌دهندهٔ بعدی متفاوت از رابطهٔ عارف با معشوق است که در آن، عاشق از موضع بندهٔ وفادار سخن می‌گوید، برخلاف موضع همیشگی‌اش که «ادب عشق، جمله بی‌ادبی‌ست».
  • «خلش» مورد بیم مولانا، عمدتاً به معنای بازگشت به فراق پس از وصال و نیز رها شدن در دام باطل‌هاست.

Sources: d6-s66 · 00:23:55 d6-s66 · 00:27:04 d6-s66 · 00:30:56

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.