لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۹۹

M6:2899 — معده نان را می‌کشد تا مستقر / می‌کشد مر آب را تف جگر

معده نان را می‌کشد تا مستقرمی‌کشد مر آب را تف جگر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2899

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: معده، نان را می‌کشد تا در جای خود قرار گیرد؛ و عطش جگر، آب را به سوی خود می‌خواند. معنا: این بیت اصل همگونی و جذب اجناس مشابه را در سطوح مختلف بیان می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه هر جزء در جهان، آنچه را که متناسب با طبع اوست، به سوی خود جذب می‌کند.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات همجنس، به یکی از بنیادی‌ترین قوانین حاکم بر هستی اشاره می‌کند: قانون جذب همجنس‌ها به سوی یکدیگر. این قانون نه تنها در عالم روح و معانی جاری است، بلکه در عالم اجسام و غرایز نیز به وضوح دیده می‌شود. همچنان که ذره‌ذره عالم، «جنس خود را همچو کاه و کهرباست»، معده نیز نان را می‌کشد تا در آن مستقر شود و جگر تشنه، آب را. این جذب متقابل نه فقط در ساحت جسمانی، بلکه در قلمرو حواس و ادراکات ما نیز هویداست؛ چشم به سوی زیبایی‌ها می‌رود و مغز و بینی به دنبال بوهای خوش.

این تمثیل‌های مادی، پلی است برای ورود به مبحث عمیق‌تری که دغدغه اصلی مولاناست: جاذبه‌های معنوی و کشش‌های روحانی. از منظر مولانا، ما در بازاری بزرگ از کشش‌ها و جاذبه‌ها قرار داریم؛ چیزهای بسیاری در این عالم هستند که ما را به سوی خود می‌کشند و می‌خواهند ما را بخرند. اما پرسش این است که خود را به چه کسی می‌فروشیم و به چه بها؟ آیا بهایی که برای خود قائل می‌شویم، شایسته مقام والای ماست؟

مولانا، با الهام از آموزه‌های قرآنی و حکمت نبوی، تأکید می‌کند که تنها "مشتری" واقعی و شایسته، خداوند است. اوست که جان و مال مؤمنان را می‌خرد و بهشت و لقای خود را در ازای آن می‌بخشد. «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة». این معامله‌ای است که در آن، حتی اگر به ظاهر چیزی را می‌بخشی، در واقع آن را به عالی‌ترین مرتبه ارتقا می‌دهی، همچون مِسی که در برابر کیمیا می‌شکند و به طلا تبدیل می‌شود. اینجاست که سخن امام علی (ع) معنا می‌یابد که «لبئس المتجر ان تری الدنیا لنفسک ثمنا»، چه تجارت بدی است که دنیا را بهای وجود خود بدانی و خود را به ارزان بفروشی.

مولانا با این بیان، به مخاطب هشدار می‌دهد که مبادا ارزش خویش را ناچیز بپندارد و خود را به جاذبه‌های فانی و زمینی بفروشد. او خود در جای دیگری می‌گوید: «ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش / چون چنین خویش را ارزان فروش؟» و از خداوند استغاثه می‌کند که «زین کشش‌ها ای خدای رازدار / تو به جذب لطف خودمان ده امان / غالبی بر جاذبان ای مشتری / شاید ار درماندگان را واخری». این دعا، تجلی آن معرفت عمیق است که هرچند دنیا پر از جاذبه‌هاست، اما جاذبه لطف و ولایت الهی بر همه این کشش‌ها غالب است و فقط اوست که می‌تواند درماندگان را "واخَرَد" و از گمراهی بازخرد.

نکات کلیدی

  • قانون جذب همجنس‌ها: هستی بر اساس کشش متقابل اجزاء همگون استوار است، چه در جسم و چه در روح.
  • جذب‌های مادی به عنوان تمثیلی برای کشش‌های روحانی: معده به نان و جگر به آب، نمونه‌هایی از جذب‌های غریزی هستند که به جذب‌های بلندتر معنوی اشاره دارند.
  • بازار جاذبه‌های دنیا: ما در دنیایی از کشش‌های گوناگون قرار داریم که می‌خواهند ما را به خود جلب کنند و بخرند.
  • ارزش والا و خریدار حقیقی: وجود انسان گران‌بهاست و تنها خداوند، خریدار شایسته و حقیقی آن است که بهایش را بهشت و لقای خود قرار می‌دهد.
  • هشدار در مورد ارزان‌فروشی خود: نباید ارزش وجودی خود را به جاذبه‌های فانی دنیا فروخت، بلکه باید از لطف الهی برای رهایی از این کشش‌های کاذب یاری جست.

Sources: d6-s66 · 00:30:56 d6-s66 · 00:32:17 d6-s66 · 00:35:09

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.