لوستل دفتر ۶ د عبدالغوث کیسه او د پریانو لخوا د هغه تښتول او د ډیرو کلونو لپاره د پریانو په منځ کې د هغه اوسیدل او له ډیرو کلونو وروسته ښار ته د هغه راتګ او د خپلو اولادونو په وړاندې د هغه بې صبري له پریانو څخه د جنسیت او همدردۍ له امله بيت ۲۹۸۲

M6:2982 — لاابالی لا ابالی آورد / زانک جنس هم بوند اندر خرد

لاابالی لا ابالی آوردزانک جنس هم بوند اندر خرد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2982

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: لاابالی (آدم بی‌پروا) لاابالی‌گری را به سوی خود می‌کشد، زیرا در خرد و سرشت، هم‌سنخ یکدیگرند. معنا: این بیت بر اصل «هم‌جنسی و هم‌گونی» تأکید دارد؛ افراد بی‌مبالات و بی‌پروا، کسان و موقعیت‌هایی از جنس خود را جذب می‌کنند، چرا که در باطن و طبیعت خویش، از یک سنخ هستند.

شرح

این بیتِ شورانگیز از مثنوی، قانونی عمیق از هستی را بازگو می‌کند: قانون جاذبهٔ هم‌جنسان. «لاابالی لاابالی آورد»، یعنی هر سرشت و خویی، سرشت و خوهای هم‌طراز خود را به سوی خویش می‌کشاند. واژهٔ «لاابالی» به معنای بی‌مبالات، بی‌پروا و بی‌توجه به قواعد و عواقب است، از ریشهٔ «لا یُبالی» عربی. مولانا اما این صفت را با ظرافت و ژرف‌بینی خاص خود، در دو سپهر متفاوت می‌نهد:

  1. سپهر عشق: در عالم عاشقی، لاابالی‌گری صفتی ممدوح و حتی ضروری است. همان‌گونه که مولانا خود فرموده است: «لاابالی عشق باشد، نی خرد / عقل آن جوید کز آن سودی برد». عاشق از مصلحت‌اندیشی، حسابگری و ترس از قضاوت‌ها آزاد است و این بی‌باکی او را در مسیر عشق یاری می‌دهد. او سر به باد می‌دهد و مبالات از هیچ چیز نمی‌کند.

  2. سپهر خرد و اخلاق: در حوزهٔ عقلانی و رفتارهای اجتماعی، لاابالی‌گری مذموم است. فردی که بی‌دقت و بی‌پرواست، همواره کسان و موقعیت‌هایی را به خود جذب می‌کند که از جنس بی‌مبالاتی او هستند. اینجاست که سخن حافظ یاد می‌آید که «نخست موعظه پیر می‌فروش این است / که از معاشر ناجنس احتراز کنید». این پرهیز از معاشر ناجنس، در واقع تمکین به همین قانون جنسیت است؛ چرا که مجالست با ناجنس، جنس را تغییر می‌دهد یا آن را از مسیر خود منحرف می‌کند.

بخش دوم بیت، یعنی «زانک جنس هم بوند اندر خرد»، توجیهی فلسفی برای این پدیده به دست می‌دهد. «جنس هم بودن» به معنای داشتن سنخیت و همگونی در ذات، هویت و حتی «خرد» است. این فقط یک شباهت ظاهری نیست، بلکه همگونی‌ای عمیق در ساختار درونی و ادراکی است. من پیشتر نیز تأکید کرده‌ام که در نگاه مولانا، «جنسیت» صرفاً به معنای طبقه‌بندی نیست، بلکه به معنای ماهیت و جوهر وجودی است. اگر بهشتیان «جنس جنت» می‌شوند، یعنی خودشان تبدیل به بهشت می‌شوند، نه اینکه صرفاً وارد آن شوند. بر همین قیاس، وقتی فردی «لاابالی» است، این بی‌مبالاتی نه یک رفتار عارضی، که از جنسیت و ماهیت او برمی‌خیزد و همین جنسیت درونی است که هم‌جنسان بیرونی را به او جذب می‌کند. این قانون، نه فقط در مورد آدمیان، که در مورد هر صفت، فعل و عاقبتی جاری است: «مهرها را جمله جنس مهر خوان / قهرها را جمله جنس قهر دان» – هر صفت و هر عملی، از معدن خاص خود سرچشمه می‌گیرد و هم‌جنسان خود را جذب می‌کند. این یک اصل کیهانی است که تمامی روابط و پدیده‌ها را در عالم، چه درونی و چه بیرونی، توضیح می‌دهد.

نکات کلیدی

  • قانون «جاذبهٔ هم‌جنسان» اصل بنیادین جهان هستی است؛ هر خویی، خوی هم‌جنس خود را جذب می‌کند.
  • «لاابالی‌گری» در بستر عشق صفتی ممدوح است (رهایی از حسابگری)، اما در حوزهٔ عقل و اخلاق، امری مذموم و پرهزینه است.
  • هم‌جنس بودن نه تنها به معنای شباهت ظاهری، بلکه به مفهوم همگونی عمیق در خرد، ذات و جوهر وجودی است.
  • جذب کسان و موقعیت‌های هم‌سنخ، بازتابی از جنسیت و ماهیت درونی ماست و نه فقط یک پدیدهٔ بیرونی.
  • این بیت تأکید می‌کند که ما صرفاً در جهان حرکت نمی‌کنیم؛ بلکه جهان ما و روابط ما، بازتابی از جنسیت وجودی خود ماست.

Sources: d6-s67 · 26:23:00 d6-s67 · 34:23:00 d6-s67 · 27:42:00 d6-s67 · 33:27:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.