لوستل دفتر ۶ د هغه سړي کیسه چې د تبریز له محتسب څخه یې معاش درلود او د هغه معاش په تمه یې پورونه کړي وو او هغه د هغه له وفات څخه خبر نه وو. بالاخره د هغه پورونه د هیڅ ژوندي سړي لخوا ادا نه شول، مګر د مړ شوي محتسب لخوا ادا شول، لکه څنګه چې ویل شوي دي: هغه څوک نه مړ کیږي چې مړ شي او آرام شي، بلکې مړ هغه دی چې د ژوندیو په منځ کې مړ وي بيت ۳۰۲۶

M6:3026 — روبهی که هست زان شیرانش پشت / بشکند کلهٔ پلنگان را به مشت

روبهی که هست زان شیرانش پشتبشکند کلهٔ پلنگان را به مشت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3026

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: روباهی که از حمایت آن شیران (الهی) برخوردار است، کلاه پلنگان را تنها با یک مشت در هم خواهد شکست. معنا: این بیت بیان می‌کند که فردی که از پشتیبانی و تأیید الهی برخوردار است، هرچند در ظاهر ضعیف بنماید، می‌تواند بر قدرتمندترین دشمنان غلبه کند.

شرح

من این بیت را در سیاق داستان شگفت‌انگیز جعفر طیار، آن صحابی بزرگ پیامبر، می‌خوانم که مولانا خود در مثنوی به آن اشاره کرده است. جعفر، این مرد مؤمن و پرصلابت، یک‌تنه برای فتح قلعه‌ای به راه افتاد. پادشاه قلعه و وزیرش در مقابل چنین تهور و عزمی متحیر ماندند. وزیر عاقل، که نگاه نافذتری داشت، به پادشاه گفت: «مبادا از روی جهل به مقابله برخیزی! این مرد، مؤید به حق است و در جان خویش "جمعیتی عظیم" دارد.» این "جمعیتی" که مولانا از آن سخن می‌گوید، کلید فهم این بیت است.

"جمعیت" در اینجا نه به معنای کثرت عدد و سپاه است، بلکه به معنای "یقین"، "اعتماد به نفس" و "استواری" روحی است. این جمعیت در برابر "پریشانی خاطر" قرار می‌گیرد. آن کسی که خاطرش جمع است، پراکنده و متشتت نیست؛ شخصیتش یکپارچه و استوار است. او می‌داند به کجا می‌رود و بر چه تکیه دارد. مولانا در اینجا به وضوح بر این معنا پای می‌فشارد که پشتیبانی واقعی، از جانب "شیران الهی" است. روباهی که به ظاهر ضعیف و ناچیز است، چون «زان شیرانش پشت» باشد، یعنی از تأیید و قدرت الهی برخوردار باشد، چنان قدرتی پیدا می‌کند که می‌تواند «کله پلنگان» را، که نمادی از دشمنان مقتدر و بی‌شمارند، «به مشت» بشکند. این شکستن نه با سلاح و لشکر، که با همین یک مشتِ نمادینِ برخاسته از یقین و اعتماد به نفس معنوی است.

این درس بزرگی است که مولانا به ما می‌دهد: قدرت حقیقی نه در کثرت ظاهری، بلکه در وحدت باطنی و اتصال به سرچشمه قدرت مطلق است. این «تأیید الهی» است که فرد را از روباهی به شیر تبدیل می‌کند، یا دست‌کم، قدرت یک شیر را پشت همین روباه ظاهراً ناتوان می‌نهد. این همان چیزی است که ما را از هراس و پریشانی می‌رهاند و در برابر هر چالشی، استوار و محکم نگه می‌دارد. این رویکرد، هستی‌شناسی قدرت را از جنبه‌های مادی و ظاهری، به سوی جنبه‌های روحانی و معنوی سوق می‌دهد؛ قدرتی که از وحدتِ با خدا و اطمینان به حق برمی‌خیزد و هیچ عدو و مانعی یارای مقابله با آن را ندارد.

نکات کلیدی

  • قدرت حقیقی در پشتیبانی الهی نهفته است، نه در کثرت عددی یا نیروی جسمانی.
  • مفهوم «جمعیت» به معنای یقین، اعتماد به نفس و یکپارچگی درونی است که فرد را شکست‌ناپذیر می‌کند.
  • یک فرد ظاهراً ضعیف با تکیه بر تأیید الهی، می‌تواند بر قدرتمندترین دشمنان غلبه کند.
  • مولانا قدرت را نه از جنبه‌های مادی، بلکه از منظر روحانی و معنوی آن تفسیر می‌کند.

Sources: d6-s68 · 00:44:05 d6-s68 · 00:45:13 d6-s68 · 00:47:07

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.