لوستل دفتر ۶ د جعفر (رض) لخوا په یوازې سر د کلا نیولو ته راتګ او د کلا د پاچا لخوا د هغه په مخنیوي کې مشوره کول او د وزیر لخوا پاچا ته ویل، چې پام کوه تسلیم شه او له جهل څخه بې پروایي مه کوه، ځکه چې دا سړی د خدای له لوري په خپل روح کې لوی جمعیت لري تر پایه بيت ۳۰۴۲

M6:3042 — هست جمعیت به صورتها فشار / جمع معنی خواه هین از کردگار

هست جمعیت به صورتها فشارجمع معنی خواه هین از کردگار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3042

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اجتماع و کثرت در ظواهر تنها فشاری بیهوده است؛ جمعیت و وحدت حقیقی را از کردگار طلب کن. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که شمار زیاد و صورت‌های ظاهری معنای واقعیِ جمعیت و قدرت نیست، بلکه یگانگی و همدلی حقیقی از جانب خداوند سرچشمه می‌گیرد و باید آن را از او خواست.

شرح

این بیت، با لحنی قاطع و صریح، یکی از معرفت‌های بنیادی مثنوی را دربارهٔ ماهیت «جمعیت» و «اتحاد» برای ما روشن می‌کند. مولانا اینجا «جمعیت» را نه به معنای کثرت عددی، که به مفهوم وحدت و استواری درونی به کار می‌برد. من معتقدم که این همان «جمعیت خاطر» است که در داستان جعفر طیار می‌بینیم؛ آرامش و صلابتی که او را قادر ساخت یک‌تنه در برابر امتی بایستد. مولانا با کلمه «فشار» – که همان «یاوه» و «ژاژ» است، چنان‌که در داستان موسی و چوپان نیز آن را می‌یابیم – به ما می‌گوید که جمع شدن صورت‌ها و جسم‌ها، اگر از درون یکپارچه نباشد، هیچ ارزشی ندارد. این سیاهی لشکر، این کثرت بی‌معنا، نه تنها کارآمد نیست، بلکه خود یک «فشار» و بار اضافه است. همانند لشکر موشان در برابر گربه؛ هزاران موش در ظاهر بسیارند، اما چون «جمعیت درون جانشان» نیست، هرگز نمی‌توانند بر یک گربه چیره شوند. در مقابل، اگر این موشان «جمعیت» می‌داشتند، می‌توانستند با «همیتی» برخیزند و با «حمله فدایی‌وار» گربه را تارومار کنند. مولانا این قیاس را با مثال‌های دیگر نیز تأیید می‌کند: «اختران بسیار و خورشید ار یکی‌ست / پیش او بنیاد ایشان مندکی‌ست». کثرت ستارگان در برابر یگانگی خورشید هیچ است و فرومی‌پاشد؛ این همان «دک» شدن کوه در تجلی حق بر موسی است، که در خیال موسی اتفاق افتاد و نشان از فروپاشی کثرت‌های ظاهری در برابر حقیقت واحد دارد. قصاب از رمه انبوه گوسفند نمی‌ترسد، زیرا می‌داند «جمعیت» درونی میان آن‌ها نیست. پس، راه نجات و راه رسیدن به قدرت حقیقی، جمع کردن جسم‌ها و صورت‌ها نیست. این‌ها «بر باد» اند، مثل اسم‌هایی که قراردادی و بی‌بنیادند. راه، طلب «جمع معنی» است، یعنی اتحاد و یگانگی درونی و معنوی که باید آن را از «کردگار» خواست. این طلب از خداوند، نه صرفاً یک دعا، بلکه تلاشی عارفانه برای رسیدن به آن نقطهٔ وحدت درونی است که در آن، کثرت‌های ظاهری رنگ می‌بازند و قدرت حقیقی که از عالم معنا برمی‌خیزد، تجلی می‌کند. در دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، کثرت همیشه فریبنده است؛ گمان می‌کنیم هرچه بیشتر باشیم، قوی‌تریم. اما مولانا به ما می‌آموزد که قدرت از کیفیت وحدت می‌آید، نه از کمیت کثرت.

نکات کلیدی

  • «فشار» در این بیت به معنای «یاوه» است؛ کثرت ظاهری نیرو نیست، بلکه نوعی بی‌معنایی و بار اضافی است.
  • جمعیت حقیقی در صورت‌ها نیست، بلکه در «جمع معنی» یعنی اتحاد باطنی و معنوی دل‌هاست.
  • مولانا این تفاوت را با مثال‌های موش و گربه، اختران و خورشید، و گوسفندان و قصاب روشن می‌کند.
  • قدرت واقعی از وحدت درونی و همدلی برمی‌خیزد، نه از کثرت عددی و سیاهی لشکر.
  • اتحاد درونی و «جمعیت خاطر» موهبتی الهی است که باید آن را از «کردگار» طلب کرد.

Sources: d6-s68 · 00:55:17 d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.