لوستل دفتر ۶ د جعفر (رض) لخوا په یوازې سر د کلا نیولو ته راتګ او د کلا د پاچا لخوا د هغه په مخنیوي کې مشوره کول او د وزیر لخوا پاچا ته ویل، چې پام کوه تسلیم شه او له جهل څخه بې پروایي مه کوه، ځکه چې دا سړی د خدای له لوري په خپل روح کې لوی جمعیت لري تر پایه بيت ۳۰۶۶

M6:3066 — گشت مشکات و زجاجی جای نور / که همی‌درد ز نور آن قاف و طور

گشت مشکات و زجاجی جای نورکه همی‌درد ز نور آن قاف و طور
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3066

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مشکات (جایگاه چراغ) و زجاجه (شیشه) تبدیل به مکانی برای نوری شدند، نوری چنان خیره‌کننده که کوه قاف و کوه طور از شدت آن پاره می‌شوند. معنا: این بیت توصیف می‌کند که چگونه نور الهی با وجود شدت و قدرت بی‌حدوحصر خود که حتی کوه‌ها را تاب نیست، می‌تواند در کالبد و قلب اولیا جای گیرد و از طریق آنان متجلی شود.

شرح

این بیت، بی‌هیچ شبهه‌ای، شرح و تأویلی از آیة‌النور در سوره نور (آیه ۳۵) است: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَیٰ نُورٍ...» این آیه، تصویری تمثیلی از نور الهی ارائه می‌دهد که به صراحت از ما می‌خواهد دست به تأویل بزنیم؛ زیرا بیان آن سراسر رمز و تمثیل است.

مولانا در این بیت، به اوج تجلی نور الهی اشاره می‌کند که «هَمِی‌دَرَد زِ نور آن قاف و طُور»؛ نوری که چنان قدرتمند است که کوه اسطوره‌ای قاف و کوه طور (که در قرآن محل تجلی خداوند بر موسی و بی‌تابی کوه ذکر شده) از هیبت آن تاب نمی‌آورند و دریده می‌شوند. اما چگونه چنین نوری می‌تواند جایی یابد؟ در پاسخ، مولانا به تمثیل مشکات و زجاجه (قَاروره) برمی‌گردد.

از نظر مولانا، این نور عظیم و بی‌کران، با همهٔ شدتش، می‌تواند در «مشکات» و «زجاجه» جای گیرد. او در ابیات بعدی (که در سخنرانی به آن‌ها اشاره شده) این تمثیل قرآنی را تأویل می‌کند: مشکات (چراغدان) جسم اولیا و مردان الهی است، و زجاجه (شیشه یا حبابی که چراغ را در بر می‌گیرد)، قلب و دل پاک آنان. پس این اولیا هستند که ظرف ظهور آن نور بی‌حدند. نور عرش و افلاک، در برابر نور ساطع از وجود این اولیا، خود را پنهان می‌کند و مانند ستارگان در برابر خورشید، محو می‌شود.

پس، در فهم مولانا، این آیه نه تنها تصویری زیبا، که نقشه‌ای معرفتی است برای درک ظرفیت وجود انسان کامل. او این حقیقت را آشکار می‌کند که این تجلی نه از شرق است و نه از غرب (لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ)، بلکه از باطن انسانی است که خود را ظرف این نور ساخته است.

نکات کلیدی

  • این بیت تأویلی است از آیه نور در قرآن (سوره نور، آیه ۳۵).
  • نور الهی چنان شدید است که کوه‌های عظیمی چون قاف و طور را درهم می‌شکند.
  • مشکات (چراغدان) و زجاجه (شیشه) در تمثیل مولانا، جسم و قلب اولیای الهی را نمایندگی می‌کنند.
  • اولیا، با وجود فانی بودنشان، ظرف ظهور نور بی‌نهایت الهی می‌شوند.
  • این نور تجلی باطنی است، نه نوری از شرق یا غرب.

Sources: d6-s68 · 01:40:34 d6-s68 · 01:42:05

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.