لوستل دفتر ۶ د جعفر (رض) لخوا په یوازې سر د کلا نیولو ته راتګ او د کلا د پاچا لخوا د هغه په مخنیوي کې مشوره کول او د وزیر لخوا پاچا ته ویل، چې پام کوه تسلیم شه او له جهل څخه بې پروایي مه کوه، ځکه چې دا سړی د خدای له لوري په خپل روح کې لوی جمعیت لري تر پایه بيت ۳۰۷۵

M6:3075 — هر دمی زین آینه پنجاه عرس / بشنو آیینه ولی شرحش مپرس

هر دمی زین آینه پنجاه عرسبشنو آیینه ولی شرحش مپرس
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3075

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر لحظه از این آینه پنجاه جشن و شادمانی برمی‌خیزد. این آینه را بشنو، اما از چگونگی و شرح آن نپرس.

معنا: این بیت به این حقیقت اشاره دارد که رحمت فراگیر الهی، که در آینه‌ای عظیم از وجود انسان کامل تجلی یافته، پیوسته منبع فیوضات و شادی‌های بی‌شمار معنوی است. دریافت این واقعیت، ادراکی شهودی می‌طلبد و از دایرهٔ چون و چرا و شرح منطقی بیرون است.

شرح

این بیتِ بلند مولانا، از آنهایی است که به عمقِ هستی‌شناختیِ عالم و جایگاهِ انسان در آن می‌پردازد. اجازه دهید تا آن را در بسترِ ابیاتِ پیشینش و آموزه‌های بنیادینِ مولانا واکاوی کنیم.

ابتدا، پیش‌زمینهٔ این بیت، همان حدیثِ قدسیِ مشهور است که خداوند می‌فرماید: «لا یسعنی ارضی و سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن.» یعنی «آسمان و زمین گنجایش مرا ندارند، ولی دل بندهٔ مؤمن من گنجایش مرا دارد.» مولانا خود این حدیث را به شعر آورده است: «نگنجیدم در افلاک و خلا / در عقول و در نفوس با علا / در دل مؤمن بگنجیدم چو ضیف / بی‌ز چون و بی‌چگونه، بی‌ز کیف.» این 'دل مؤمن' همان چیزی است که مولانا آن را 'آینه' می‌خواند؛ آینه‌ای که نه تنها خود، بلکه تمامِ هستی را روشن می‌کند. «من در دل مؤمن می‌تابم و او می‌شود مخزن انوار من، بعد از طریق او این انوار، برکات و فیوضات خداوند در میان عالمیان پخش می‌شود.» بدون این آینه، نه زمین و نه زمان توان تاب‌آوردنِ درخششِ زیباییِ الهی را ندارند.

بیتِ پیش از این (M6:3074) می‌فرماید: «بر دو کون اسب ترحم تاختیم / بس عریض‌آیینه‌ای برساختیم.» یعنی خداوند، اسبِ رحمت و ترحمِ خود را بر دو عالم (طبیعت و ماورای طبیعت، دنیا و آخرت) تاخت و رحمتی گسترده را به ظهور رساند. چگونه؟ با ساختنِ یک «آینهٔ عریض» یا آینه‌ای بسیار وسیع. این آینهٔ عریض، خودِ رحمتِ الهی است که به واسطهٔ انسانِ کامل (ولی کامل خداوند، یا «اسم جامع» حق) در عالم متجلی می‌شود. پیامبر اکرم (ص) که «رحمة للعالمین» خوانده می‌شود، بارزترین نمونهٔ این آینهٔ بزرگ است که انوارِ الهی را منعکس می‌کند.

اکنون به بیتِ موردِ بحث می‌رسیم: «هر دمی زین آینه پنجاه عرس / بشنو آیینه ولی شرحش مپرس.» از این آینهٔ بزرگِ رحمت، هر لحظه «پنجاه عرس» برمی‌خیزد. 'عُرس' به معنای عروسی و جشن است، و اینجا نمادی از شادی‌ها، برکات، فیوضات و رحمت‌های بی‌شماری است که به طور مداوم در عالم پخش می‌شود. این یعنی تجلیاتِ حق، از طریقِ این آینهٔ عظیم، پیوسته و بی‌وقفه است و موجبِ پیدایشِ بی‌شمارِ شادی‌ها و وصال‌های معنوی می‌شود. این آینه، آینهٔ جمالِ الهی است که بیابانِ هستی را از نور و سرور پر می‌کند.

بخش دوم بیت، «بشنو آیینه ولی شرحش مپرس»، یک دستورالعملِ معرفتیِ بسیار عمیق است که بارها در مثنوی تکرار می‌شود. مولانا به ما می‌گوید که این «آینه» را بشنوید، یعنی این حقیقتِ وجودیِ الهی و جلوهٔ آن در انسانِ کامل را با گوشِ دل بپذیرید و درک کنید. اما از شرح و تفصیل و چون و چرای آن نپرسید. این ندایِ «نپرس» دعوتی است به معرفتِ شهودی و تسلیم در برابرِ حقایقی که ورایِ فهمِ عقلی و استدلالی است. برخی حقایق، همچون زیبایی یا عشق، قابلِ تحلیل و تجزیه نیستند؛ باید آن‌ها را چشید و دریافت. همانطور که در جای دیگر می‌فرماید: «محو می‌باید نه نحو اینجا بدان.» این آینه، نمادی از چیزی است که باید آن را لمس کرد و از نتایجش بهره‌مند شد، نه اینکه در کُنهِ ذاتش کنکاش کرد. این یک پرده‌پوشی از سرِ غیرت و حکمت است، نه از سرِ ناتوانی در بیان. زیرا برخی تجربه‌ها، ناگفتنی هستند و هرگونه شرحِ لفظی، از عمق و طراوت آن‌ها می‌کاهد. پس باید به همین اندازه اکتفا کرد و با این حقیقت، قیاس‌ها و استنتاج‌های معنویِ خود را آغازید.

نکات کلیدی

  • دل مؤمن یا انسان کامل، آینهٔ تجلی رحمت و انوار الهی است.
  • رحمت الهی در عالم، پیوسته از طریق این آینهٔ وجودی جاری است.
  • «عرس» نمادی از فیوضات، برکات و شادی‌های معنوی بی‌شمار است.
  • برخی حقایق معنوی، ورای شرح و استدلال عقلی هستند و باید آن‌ها را چشید.
  • پذیرش شهودی حقیقت، مقدم بر جستجوی علت و چگونگی آن است؛ «بشنو» و «مپرس».

Sources: d6-s68 · 01:43:40 d6-s68 · 01:46:55 d6-s69 · 08:45:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.