لوستل دفتر ۶ د جعفر (رض) لخوا په یوازې سر د کلا نیولو ته راتګ او د کلا د پاچا لخوا د هغه په مخنیوي کې مشوره کول او د وزیر لخوا پاچا ته ویل، چې پام کوه تسلیم شه او له جهل څخه بې پروایي مه کوه، ځکه چې دا سړی د خدای له لوري په خپل روح کې لوی جمعیت لري تر پایه بيت ۳۰۷۶

M6:3076 — حاصل این کزلبس خویشش پرده ساخت / که نفوذ آن قمر را می‌شناخت

حاصل این کزلبس خویشش پرده ساختکه نفوذ آن قمر را می‌شناخت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3076

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حاصل این بود که موسی از لباس خویش برای چهره‌اش پرده‌ای ساخت؛ زیرا که نفوذ آن روی چون ماه تابان را به خوبی می‌شناخت و می‌دانست که دیگران تاب دیدنش را ندارند. معنا: این بیت اشاره دارد به داستان حضرت موسی که پس از بازگشت از کوه طور، به دلیل درخشش شدید چهره‌اش از تجلی الهی، ناچار شد برای آن از جامه‌اش پرده‌ای بسازد تا مردم از نورش آزرده نشوند.

شرح

مولانا در اینجا به داستانی اشاره می‌کند که در متون دینی ما سابقه دارد و بسیار پرمعناست. وقتی موسی (ع) از کوه طور، پس از آن تجلی عظیم حق، بازگشت، چهره‌اش چنان درخشان و تابان شده بود که هیچ کس، حتی همسرش، یارای نگریستن در آن را نداشت. نور وجودش، تابش حق را منعکس می‌کرد و چشمان عادی را می‌آزرد.

از همین روست که دستور می‌رسد که موسی از «خرقه» خود، از «لباس» خود، پرده‌ای بر چهره بیفکند. و نکته کلیدی اینجاست که مولانا تأکید می‌کند این پرده باید از «لباس خویش» می‌بود. چرا؟ زیرا که آن لباس با موسی و با روح او «هم‌جنسی» و «انس خاصی» پیدا کرده بود. این لباس، در آن جذبه‌ها و حالات معنوی، همراه و هم‌نفس موسی بوده و گویی خود از آن نور و تجلی بهره برده بود. به عبارت دیگر، این لباس دیگر یک پارچه معمولی نبود؛ بلکه با آن نور آشنا شده بود، «با آتش ز پیش آموخته» بود، به تعبیر مولانا. این همان اصلِ «جنسیت» و مجانست است که در مثنوی فوق‌العاده قوی و رایج است: تنها جنس با جنس یار می‌شود، تنها چیزی که با جوهری آشناست، می‌تواند آن را در خود نگه دارد یا از آن پرده‌ای باشد.

به همین دلیل است که مولانا می‌فرماید: «گر بدی پرده ز غیر لبس او / پاره گشتی گر بدی کوه دو تو». حتی اگر کوهی دو لایه و عظیم در برابر این نور قرار می‌گرفت، متلاشی می‌شد، چنان که قرآن کریم می‌فرماید اگر کلام خدا بر کوه نازل شود، فرو می‌ریزد. این نشان می‌دهد که پرده‌ای عادی، یا هر ماده‌ای که از آن نور بیگانه باشد، توان مقاومت در برابر آن را ندارد. فقط جامه‌ای که با آن نور یگانه شده، می‌تواند آن را تاب بیاورد و میانجی شود.

این حکایت، رمزی از حقیقت کلی‌تر تجلی الهی در عالم است. خداوند آشکارا نمی‌تابد؛ بلکه از درون آینه‌ها و مظاهر خود را نمایان می‌کند. جهان آیینه جمال الهی‌ست و هر آینه‌ای به قدر وسع خود آن جمال بی‌نهایت را انعکاس می‌بخشد. چهره موسی، در آن حال، خود آینه‌ای از جمال الهی شده بود و لباسش، آینه‌ای برای آن آینه. این پرده، نه برای پوشاندن، که برای «امکان دیدن» بود؛ برای آنکه نور تابنده را تعدیل کند تا چشمان ناقص مخلوقات تاب آن را داشته باشند. این نمونه‌ای ملموس از این حقیقت است که «ماوراء طبیعت طبیعی می‌شود» — یعنی حقیقت فراطبیعی وقتی در قالب جهان می‌آید، شکل و ماهیت طبیعی به خود می‌گیرد و از مجراهای مناسب تجلی می‌کند.

همین‌جا، مولانا به داستان صفورا، همسر موسی، اشاره می‌کند که او نیز در اثر نگریستن به چهره موسی چشمانش را از دست داد. این تاکید می‌کند که چهره موسی چنان نفوذ و قدرتی داشت که نیاز به پرده‌ای بسیار خاص داشت. این پرده، خود نشانه‌ای از لطافت و در عین حال قدرت آن تجلی بود که با «جنسیت» میانجی می‌شد تا نوری که می‌توانست کور کند، نهایتاً راهی برای رؤیت ناقص بیابد.

نکات کلیدی

  • شدت تجلی الهی تا بدان حد است که حتی چهره یک پیامبر را چنان نورانی می‌کند که دیدنی نیست و نیاز به میانجی دارد.
  • فقط چیزی که با نور الهی «هم‌جنس» و «آشنا» باشد، می‌تواند میانجی آن شود و دیگران را از آسیب نفوذ آن محافظت کند.
  • داستان موسی و پرده‌اش از لباس خویش، مثالی عینی از اصلِ «جنسیت» و «مجانست» در عرفان مولوی است.
  • این پرده نه برای پنهان کردن، بلکه برای تعدیل و امکان رؤیت تجلی بود؛ خداوند از آینه‌ها می‌تابد نه آشکارا.
  • این بیت نشان می‌دهد که «ماوراء طبیعت طبیعی می‌شود»، یعنی حقیقت قدسی در قالب و ظرف مناسب دنیوی تجلی می‌یابد.

Sources: d6-s69 · 09:06:00 d6-s69 · 11:22:00 d6-s69 · 12:35:00 d6-s69 · 13:02:00 d6-s69 · 14:40:00 d6-s69 · 15:20:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.