لوستل دفتر ۶ د پای مرستندوی لخوا د تبریز په ټول ښار کې توزیع کول او د لږ څه راټولول او د هغه غریب لخوا د محتسب قبر ته د زیارت لپاره تلل او د نوحې په ډول د دې کیسې د هغه پر قبر ویل تر پایه بيت ۳۳۱۸

M6:3318 — آن طرف که دل اشارت می‌کند / چون زبان یا هو عبارت می‌کند

آن طرف که دل اشارت می‌کندچون زبان یا هو عبارت می‌کند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3318

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن سو که دل به اشاره نشان می‌دهد، همان جاست که زبان به «یا هو» سخن می‌گوید. معنا: مولانا در اینجا می‌گوید که هرگاه زبان به ذکر الهی مشغول می‌شود، دل در باطن به همان منبعی اشاره می‌کند که فراتر از کلمات و ظواهر است.

شرح

در این بیت، مولانا به یکی از ظریف‌ترین حقایق سلوک عارفانه اشاره می‌کند. پیش از این بیت، سخن از آن «کُو»یی است که فاخته‌وار، همهٔ جویندگانِ کمال و رحمت به دنبال آن می‌گردند؛ همان جایگاهی که صفات رحمت و قدرت و فطنت الهی در آن متجلی است. آنجاست که امیدها در وقت اندوه بدان سمت می‌رود و چشم‌ها در هنگام بیماری به امید صحت به آن سمت می‌پرد؛ آنجاست که کشت‌زار تشنه باد و باران را از آن می‌طلبد. اما وقتی به این بیت می‌رسیم، مولانا یک گام عمیق‌تر می‌رود و رابطهٔ میان ذکر زبانی و اشارت قلبی را روشن می‌کند.

من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام که در عرفان ما دو گونه ذکر داریم: «ذکر قالبی» و «ذکر قلبی». ذکر قالبی همان است که با زبان گفته می‌شود، مثل «یا الله» یا «یا هو». اما ذکر قلبی آن حالتی است که زبان خاموش است و دل بی آنکه واژه‌ای از خاطر بگذراند، به یاد خدا مشغول است. اما نهایت این ذکر قلبی آنجاست که حتی الفاظ نیز حجاب حضور می‌شوند. یعنی چنان مستغرق شوی که دیگر نیازی به تکرار لفظ و نام نبینی. درست مثل وقتی که دوست خود را حضوراً می‌بینی؛ دیگر او را به نام صدا نمی‌زنی، بلکه در خودِ اتصال با او مستغرق می‌شوی و حضور او را بی‌واسطه ادراک می‌کنی. در این حالت، زیاد حرف زدن خود، می‌تواند حجاب حضور گردد.

مولانا می‌فرماید «آن طرف که دل اشارت می‌کند / چون زبان یا هو عبارت می‌کند». این یعنی وقتی زبان عبارت «یا هو» را بر زبان می‌آورد، دل به سوی «او» اشاره می‌کند؛ آن «اویی» که در پس این «هو»ی لفظی نشسته است. ذکر زبانی، پلی است برای اشارهٔ دل به آن حقیقت بی‌نشان.

من گمان می‌کنم که مولانا در این ابیات، در حال مقایسهٔ خود با «واصلان» و انسان‌های کامل است. او می‌گوید: آن «ولیّ خدا» و آن «انسان کامل»، بی‌نیاز از کوکو گفتن، «مع‌الله» است، یعنی همیشه با خداست. زیرا «کوکو» گفتن برای کسی است که دور افتاده و گمشده‌ای را طلب می‌کند. اما کسی که گم‌شده‌ای ندارد و با اوست، دیگر نمی‌گوید «کجایی؟». اما من که «مع‌الله» نیستم و هنوز حاضر در حضور او نیستم، مولانا می‌گوید: «کاش جولاهانه ماکو گفتمی». این یک بازی لفظی است. «ماکو» جزئی از ابزار بافندگان است و در زبان ایشان بسیار جاری می‌شود. مولانا در اینجا می‌گوید، ای کاش من به جای سکوت، حتی «ماکو»یی می‌گفتم که سایه‌ای و نشانه‌ای از «کوکو» باشد، و آن «کوکو» نیز خود سایه‌ای از حضور «هو» باشد. این نشان از اشتیاق مولاناست که حتی سایهٔ طلب را نیز در خود نمی‌بیند.

این حال، شبیه سخن مولانا دربارهٔ زلیخاست که نام همه چیز را «یوسف» گذاشته بود. برای او، هر کلمه‌ای، هر پدیده‌ای، اشاره‌ای به یوسف بود. اگر از سرما یا گرما سخن می‌گفت، منظورش تأثیر یوسف بود. اگر از زیبایی یا زشتی می‌گفت، معنایش اثبات یا نفی چیزی برای یوسف بود. «این کند در عشق نام دوست این». نام دوست چنان غالب می‌شود که هر چیز دیگری را نیز به رنگ خود درمی‌آورد و از طریق آن، به او اشاره می‌کند. این بیت در نهایت، بیانگر این است که حتی لفظ «یا هو» نیز، چون از زبان عارفی عاشق جاری می‌شود، تنها یک عبارت نیست؛ بلکه اشاره‌ای است از دل به سوی آن «طرف» بی‌سویی که همهٔ امیدها و آرزوها بدان منتهی می‌شود.

نکات کلیدی

  • ذکر زبانی (مانند «یا هو») برای عارف، پلی است که دل را به سوی معشوق پنهان رهنمون می‌شود.
  • کمال حضور معشوق آن است که حتی نیاز به ذکر لفظی و اشارهٔ قلبی نیز مرتفع شود، زیرا الفاظ خود حجاب حضور می‌گردند.
  • آن «طرف» که دل بدان اشاره می‌کند، سرچشمهٔ همهٔ امیدها، رحمت‌ها و راه‌حل‌هاست.
  • برای عاشق، هر کلامی، حتی عبارات عادی (مانند «ماکو»)، می‌تواند سایه‌ای از طلب و اشتیاق به معشوق (کوکو و هوهو) باشد.

Sources: d6-s74 · 00:36:47 d6-s74 · 00:39:52 d6-s74 · 00:41:47 d6-s74 · 00:42:57 d6-s74 · 00:45:13

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.