لوستل دفتر ۶ د خوارزمشاه (رح) لخوا په خپل موکب کې د یو ډیر نادر اسپ لیدل او د شاه زړه د اسپ په ښکلا او چابکۍ پورې تړل کیدل او د عمادالملک لخوا د شاه په زړه کې د هغه اسپ سړول او د شاه لخوا د هغه پر خپلو لیدونو غوره کول، لکه څنګه چې حکیم (رح) په الهی نامه کې فرمایلي دي: کله چې د حسد ژبه نخاس شي، یو یوسف به له پنبې څخه ومومې. د یوسف د حسودو وروڼو په دلالۍ کې دومره ښکلا پټه شوه او بد ښکاره شوه، چې هغوی په هغه کې بې رغبته وو بيت ۳۳۶۷

M6:3367 — بس همایون‌رای و با تدبیر و راد / آزموده رای او در هر مراد

بس همایون‌رای و با تدبیر و رادآزموده رای او در هر مراد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3367

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او صاحب رأیی خجسته و تدبیری ژرف و جوانمردی بود، و اندیشه‌اش در هر خواسته‌ای آزموده و کارآمد بود. معنا: این بیت شخصیتی را توصیف می‌کند که از خردمندی، دوراندیشی و سخاوت برخوردار است و مشاوره‌هایش همواره در رسیدن به مقاصد مختلف، ثمربخش و قابل اتکا بوده است.

شرح

این بیت در وصف عمادالملک، وزیر نیک‌نام و خردمند سلطان، می‌آید. مولوی در اینجا تصویری از یک شخصیت الهام‌بخش و یگانه ارائه می‌دهد که در میانه‌ی قدرت و سلطنت، چراغی از معنویت و اخلاق را روشن نگه داشته است. او را «همایون‌رای» می‌خواند، یعنی صاحب اندیشه‌ای که سرشار از برکت و میمنت است؛ اندیشه‌ای که نه از زرنگی دنیاوی، بلکه از پاکی باطن و اتصال به «خورشید غیب» می‌جوشد. این رأی خجسته، توأم با «تدبیر» و «راد» بودن است؛ یعنی هم برنامه‌ریزی درست دارد و هم جوانمردی و کرم در آن نهفته است.

من بارها گفته‌ام که در نگاه مولانا، حکمت حقیقی از ریشه‌های معنوی سرچشمه می‌گیرد. عمادالملک، با ویژگی‌هایی چون «بی‌طمع بودن»، «اصیل و پارسا» بودن، «رایض» (ریاضت‌کش) بودن، و «شب‌خیز» (اهل تهجد) بودن، نمادی از این حقیقت است. اینها هستند که «رأی او را در هر مراد» آزموده و کارآمد ساخته‌اند. این بدان معناست که مشاوره‌های او نه تنها در امور جزئی، بلکه در تمامی خواسته‌ها و مقاصد، راهگشا بوده است، زیرا ریشه در حکمتی فراگیر داشته است.

به گمان من، مولانا در اینجا تصویری ایده‌آل از یک انسان کامل در جایگاه قدرت را ترسیم می‌کند. همان‌طور که می‌فرماید: «در امیری او غریب و محتبس / در صفات فقر و خلت ملتبس». یعنی او در مقام وزارت، غریب و در حصار بود، اما با صفات فقر و دوستی با حق آمیخته شده بود. او این لباس قدرت را برای دستیابی به منافع شخصی نپوشید، بلکه آن را بر تن کرد تا از دیگران دستگیری کند، تا شاید خشم سلاطین مستبد را فرونشاند و پناهگاهی برای مظلومان باشد. در آن دوران که تئوری سیاسی جز پذیرش سلطنت جباران وجود نداشت، چنین وزیری حکم «پای علم» را داشت، یعنی مکانی امن برای پناهندگان. این نکته بسیار کلیدی است؛ قدرت‌مندی که از معنویت آب می‌خورد، نه تنها به فساد نمی‌گراید، بلکه وسیله‌ای برای خیر و صلاح می‌شود. رأی او از جهان غیب مدد می‌گرفت و به همین دلیل در هر مرادی آزموده بود؛ یعنی تجربه نشان داده بود که هر کس به مشورت او اعتماد کند، به مرادش می‌رسد. این امر فراتر از عقل معاش یا سیاست‌ورزی صرف است؛ اینجا حکمت الهی است که در قالب تدبیر انسانی جلوه‌گر شده است.

نکات کلیدی

  • منشأ حکمت و تدبیر واقعی، پاکی باطن و اتصال به حقیقت غیب است، نه صرفاً زیرکی دنیوی.
  • فردی که از معنویت برخوردار است، حتی در جایگاه قدرت، می‌تواند پناهگاه مظلومان و تعدیل‌کنندهٔ خشونت باشد.
  • مشورت‌ها و تصمیم‌گیری‌های برخاسته از خلوص نیت و بی‌طمعی، در هر مرادی کارآمد و قابل اتکا خواهد بود.
  • وجود چنین شخصیت‌های حکیمی در بطن ساختارهای قدرت، نشان‌دهندهٔ امکان تبدیل جایگاه‌های دنیوی به ابزار خیر و خدمت است.
  • مولانا در این بیت به اهمیت اخلاق، پارسایی و ریاضت در شکل‌گیری یک رهبر و مشاور خردمند اشاره می‌کند.

Sources: d6-s75 · 01:12:35 d6-s75 · 01:10:36 d6-s75 · 01:13:17

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.