لوستل دفتر ۶ په دې بیان کې چې دا غرور یوازې د هغه هندي نه و بلکې هر انسان په هر مرحله کې په داسې غرور مبتلا دی مګر څوک چې خدای ساتلی وي بيت ۳۴۵

M6:345 — توبه می‌آرند هم پروانه‌وار / باز نسیان می‌کشدشان سوی کار

توبه می‌آرند هم پروانه‌وارباز نسیان می‌کشدشان سوی کار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:345

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مانند پروانه، توبه می‌آورند؛ اما باز فراموشی، ایشان را به سوی آتش می‌کشاند. معنا: این بیت دربارهٔ کسانی است که بدون تصمیم و اراده‌ای قاطع، به توبه روی می‌آورند، اما به دلیل فراموشی و حرص، بارها توبه می‌شکنند و به همان سوی اشتباه بازمی‌گردند و درجا می‌زنند.

شرح

این بیت در مثنوی، تصویری دقیق و دردناک از حال سالکانِ بی‌صدق و رهروانِ بی‌بصیرت به دست می‌دهد؛ کسانی که قدمشان در راه حق راسخ نیست و تصمیم قاطعی نگرفته‌اند. مولانا می‌گوید که این گروه همواره در میانه راه درجا می‌زنند، دائم در نوسان میان پیش رفتن و پس رفتن‌اند. آنان توبه می‌کنند، اما دیری نمی‌گذرد که توبه‌شان را می‌شکنند، و این چرخهٔ بی‌حاصل مدام تکرار می‌شود.

تشبیه به پروانه در اینجا کلیدی است. پروانه به زعم قدما، موجودی است بی‌حافظه. آتش را می‌بیند و آن را نور می‌پندارد. با شوق و طمع به سوی آن پر می‌کشد. اما همین که به آن نزدیک می‌شود و بال و پرش می‌سوزد، از آن می‌گریزد و ناله و زاری سر می‌دهد، همچون کودکی که نمک بر زخم می‌پاشد. اما چه می‌شود که دوباره بازمی‌گردد؟ نسیان! فراموشیِ درد و سوزشِ پیشین، و حرص و طمعِ خام و گمانِ سود، دوباره او را به سوی همان آتش می‌کشاند.

این چرخه تا آنجا ادامه می‌یابد که عقلِ نارس و حافظهٔ کُند پروانه، بالاخره بعد از سوختن‌های مکرر به کار می‌افتد. آن زمان است که آتش را «ده می‌دهد»؛ یعنی با ده انگشت طردش می‌کند و سرانجام می‌فهمد که آن نورِ فریبنده، چیزی جز «نار» و سوزندگی نبوده است. این تمثیل، شرح حالِ سالکی است که بین شوق و عمل، و بین تصمیم و تزلزل گرفتار آمده. او در نهایت باید به بصیرتی عمیق‌تر برسد که میان نور حقیقت و آتش فریبندهٔ اوهام و خواسته‌های نفسانی تمیز دهد، وگرنه در همین دایرهٔ توبه و شکستِ توبه درجا خواهد زد. این تنها جدال پروانه با آتش بیرونی نیست؛ جدال انسان است با آتش درون، با فراموشی، با حرص، و با عدمِ «صدق» که اجازه نمی‌دهد توبه‌ها پایدار بمانند و قدم‌ها استوار شوند. اینجاست که مولانا از ناسی و مست بودنِ دل سخن می‌گوید: دلی که فراموش‌کار و مست از غفلت است.

نکات کلیدی

  • فراموشی و عدم بصیرت، انسان را در چرخهٔ بی‌حاصل توبه و شکست توبه گرفتار می‌کند.
  • حرص و طمع، پرده‌ای بر چشم می‌کشد که نور را از نار بازنمی‌شناسد.
  • بدون تصمیم قاطع و قدم راسخ، توبه‌ها موقت و بی‌ثمر می‌مانند.
  • تجربهٔ درد و رنج، اگر با بیداری همراه شود، می‌تواند به بصیرت و ترک عادات غلط بینجامد.
  • این بیت نقدی است بر سالکانی که میان شوق و عمل، و میان اراده و سستی، درجا می‌زنند.

Sources: d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:11:22

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.