لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۴۶۲

M6:3462 — وان خیالی باشد و ابریق نی / قصد آن دلال جز تخریق نی

وان خیالی باشد و ابریق نیقصد آن دلال جز تخریق نی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3462

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن، تنها خیالی است و ابریقی در کار نیست؛ قصدِ آن دلال (فریبنده)، چیزی جز پاره‌پاره کردن (ایمان تو) نیست. معنا: مولانا در اینجا می‌گوید که وعده‌های وسوسه‌انگیز شیطان در لحظات ضعف، همچون سرابی است که حقیقت ندارد و هدف نهایی فریبنده، چیزی جز نابودی ایمان و از هم گسیختن حقیقت نیست.

شرح

این بیت در ادامه داستانی می‌آید که مولانا از وسوسهٔ شیطان در هنگام مرگِ یک زاهد پارسا نقل می‌کند. زاهدی که در لحظات احتضار، شیطان را با ابریقی از آب یا شربتی گوارا پیش روی خود می‌دید که در ازای سجده کردن، عمر ابد وعده می‌داد. زاهد در نهایت مقاومت کرد، اما مولانا این حادثه را تمثیلی می‌بیند از وسوسه‌های پنهان شیطان که در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز زندگی، به‌ویژه در لحظهٔ فراق جان، ایمان انسان را نشانه می‌رود.

من می‌بینم که مولانا در این ابیات یک نکتهٔ بسیار اساسی را تذکر می‌دهد: «و آن خیالی باشد و ابریق نی». یعنی آنچه شیطان به تو وعده می‌دهد، آن ابریقِ آبِ گوارا، آن جامِ شربتِ حیات‌بخش، همگی «خیالی» محض است و در حقیقت چیزی در دست ندارد. این یک فریب بزرگ است که در زندگی‌های ما هم مدام اتفاق می‌افتد؛ وعده‌های پرزرق‌وبرق دنیا که باطنشان پوچ و بی‌مغز است، مانند گردوی پوسیده‌ای که ظاهری دل‌فریب دارد اما مغزی ندارد.

«قصد آن دلال جز تخریق نی». اینجا «دلال» را نباید به معنای ظاهری آن (معرفِ زن و شوهر) فهمید، بلکه منظور همان دیوِ وسوسه‌گر است که با غرضی پنهان وارد میدان می‌شود. واژهٔ «تخریق» از ریشهٔ «خرق» به معنای پاره کردن و در اینجا به معنای حیله و نیرنگ برای از بین بردن حقیقت و جایگزین کردن ناحقیقت به‌جای آن است. شیطان نمی‌خواهد چیزی به تو بدهد؛ بلکه هدفش صرفاً «پاره کردن» و از هم گسیختن ایمان و اعتقادات راسخ توست.

مولانا تأکید می‌کند که این فریب‌ها فقط در لحظهٔ ضعف و احتضار نیست. بلکه در «این زمان که تو صحیح و فربه‌هی»، یعنی در اوج سلامت و قوت عقل نیز، انسان ممکن است «صدق را بهر خیالی بدهی». ما مانند کودکانی هستیم که «درها» (گوهرها) را می‌دهیم و «گردکان» (گردو) می‌گیریم؛ یعنی ارزش‌های والا را فدای موهومات و ظواهر کم‌ارزش می‌کنیم. این جهان‌بینی مولانا، ما را به «دوراندیشی» دعوت می‌کند؛ به اینکه «مرد آخربین» باشیم، نه «آخوربین» که تنها ظاهر را می‌بیند. کسی که پیامدها را نسنجد و تنها فریب ظاهر را بخورد، عاقل نیست. چشم «مآل» است که انسان را از فریب «فاتر» (سست) نجات می‌دهد و او را از خطای سطحی‌نگری برحذر می‌دارد. این هشداری است برای همهٔ ما که فریبندگی ظواهر جهان را با بصیرت عمیق، نه با نگاه سطحی «چشم حال»، ببینیم.

نکات کلیدی

  • فریبندگی ظواهر و وعده‌های توخالی در زندگی همواره حضوری خطرناک دارد.
  • هدف اصلی وسوسه‌گر، نابودی ایمان و از بین بردن حقیقت است، نه ارائهٔ منافع واقعی.
  • در لحظات ضعف و احتضار، آسیب‌پذیری انسان در برابر وسوسهٔ فریبنده‌ها به اوج می‌رسد.
  • تشخیص حقیقت از توهم نیازمند نگاهی دوراندیش (چشم مآل) است، نه سطحی‌نگری (چشم حال).
  • فروختن گوهر ایمان و ارزش‌ها به بهای خیالات کم‌ارزش، نشانهٔ بی‌بصیرتی است.

Sources: d6-s77 · 28:48:00 d6-s77 · 41:44:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.