لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۴۷۸

M6:3478 — پرده کرد آن نکته را بر چشم شه / که از آن پرده نماید مه سیه

پرده کرد آن نکته را بر چشم شهکه از آن پرده نماید مه سیه
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3478

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن سخن (عیب‌جویی عمادالملک) چنان پرده‌ای بر چشم شاه کشید، که از پس آن پرده، حتی ماه نیز تاریک و سیاه می‌نمود. معنا: یک سخن مغرضانه یا یک وسوسه می‌تواند چنان بر ادراک انسان پرده افکند که حقیقت را کاملاً وارونه ببیند؛ تا حدی که زیباترین و روشن‌ترین چیزها نیز در نظرش زشت و تاریک جلوه کند.

شرح

این بیت، پرده از قدرت شگرف کلام بر ادراک ما برمی‌دارد. مولانا در این حکایت، ماجرای اسب خارزمشاه و عمادالملک را به میان می‌کشد. شاه از اسبی زیبا به وجد آمده و آن را «از بهشت» می‌داند، اما عمادالملک با یک «نکته»؛ یعنی با این حرف که «سر اسب چون سر گاو است»، چنان پرده‌ای بر چشم شه می‌کشد که زیبایی اسب از دید او محو می‌شود. این بیت همان نتیجه‌گیری نهایی از آن ماجراست.

من قویاً معتقدم که «حرف اثر داره». یک سخن، یک وسوسه، یک اشاره کوتاه می‌تواند منظر ما را کاملاً دگرگون کند. این همان کاری است که مولانا در جای دیگری «افسون» می‌خواند. همان‌گونه که یک «دلاله‌ی مغرض» می‌تواند یوسف را «به سه گز کرباس» بفروشد و معامله ایمان را با یک «ابریق آب» در لحظه‌ی احتضار به هم زند، یک «نکته» کوچک هم می‌تواند ماه را سیاه بنماید. انسان باید هوشیار باشد که چشمانش را به این «دلاله‌های غرض‌ورز» نسپارد و خود بینا باشد.

این حکایت نشان‌دهنده تفاوت «چشم حال» و «چشم مآل» است. شاه با «چشم حال»، یعنی نگاه سطحی و لحظه‌ای، به اسب می‌نگرد. عمادالملک، اگرچه با غرض، اما «چشم مآل‌بین» را به بازی می‌گیرد و با اشاره به یک «عیب» آینده‌نگرانه، ارزش را زیر سؤال می‌برد. «عقل» حقیقی، «دوراندیشی» است؛ دیدن پیامدها، نه تنها ظاهر فریبنده. دنیا خود «جوز پوسیده‌ای» است که ظاهرش گردوست اما مغزی ندارد. بسیاری از علوم و مشاغل دنیا نیز همین‌گونه‌اند: در ابتدا فریبا، در نهایت پوچ. اگر با «چشم مآل» نگاه کنیم، فریب «فاتر» (سست) آن را نمی‌خوریم. پیامبران با همین چشم «آخر بین» جهان را «جیفه» خواندند و فریب ظاهرش را نخوردند.

اما عارف از این هم فراتر می‌رود. از نگاه او، عمادالملک و نکته‌اش تنها «بهانه» بود. آن «دیان فرد»، یعنی خداوند یکتا، بود که «از نیاز» و مصلحت، مهر آن اسب را از دل شاه سرد کرد. این جهان، عالم «اسباب و وسائط» نیست، مگر «خیالی منتشر بر شاهراه» تا کار جهان بگردد. عارف می‌داند که همه این‌ها «دستکش بر دستان خداوند» است و فعل، فعل اوست. پس این «پرده» که «نکته» بر چشم شاه کشید، نهایتاً پرده‌ای از اراده حق بود.

«گفته‌ها»، همچون «بانگ در» هستند که از «قصر راز» می‌آیند. همین سخنانی که ما می‌شنویم، برای برخی «بانگ باز شدن در بهشت» است و برای برخی دیگر «بانگ بسته شدن درهای دوزخ». اگر «چنگ حکمت خوش‌آواز شد»، باید دید که «چه در از روضه جنت باز شد» و اگر «گفته بد دروا شد»، باید دید که «از سقر تا خود چه در وا می‌شود». وظیفه ماست که «بانگ‌درشناس» باشیم و حقیقت را از فریب بازشناسیم، نه آنکه «دید خود را از دید خسان» واگذاریم؛ چرا که «آن عصاکش که گزیدی در سفر، خود ببینی باشد از تو کورتر». این بیت هشدار می‌دهد که تا چه حد ادراک ما در معرض تحریف است و چقدر نیازمند چشم بینای خویشیم تا ماه را سیاه نبینیم.

نکات کلیدی

  • قدرت کلام: یک سخن به ظاهر کوچک می‌تواند ادراک را کاملاً وارونه کند و حتی حقایق روشن را تاریک بنماید.
  • فریب دلاله: مغرضان می‌توانند با وسوسه و سوءتفسیر، ارزشمندترین چیزها را بی‌ارزش جلوه دهند؛ چه در معامله دنیا و چه در معامله ایمان.
  • چشم حال و مآل: تفاوت دید سطحی و لحظه‌ای (حال) با نگاه عمیق و دوراندیشانه (مآل) در ارزیابی امور حیاتی است.
  • دنیا چون جوز پوسیده: ظاهر دنیا و بسیاری از جلوه‌هایش فریبنده است، اما در عمق تهی و بی‌ارزش، مگر با چشم آخر بین نگریسته شود.
  • اراده حق: از منظر عارف، وسوسه و کج‌بینی انسان‌ها نیز پرده‌ای است بر اراده الهی؛ خداست که باطناً امور را تدبیر می‌کند.
  • بانگ در: گفته‌های ما مانند صدای در هستند که می‌توانند دری از بهشت یا دوزخ را بگشایند؛ باید بانگ‌درشناس بود و دید خود را به دیگری نسپرد.

Sources: d6-s77 · 28:48:00 d6-s77 · 41:44:00 d6-s77 · 43:42:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.