لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۵۰۷

M6:3507 — در میان قصرها تخریج‌ها / از سوی این سوی آن صهریج‌ها

در میان قصرها تخریج‌هااز سوی این سوی آن صهریج‌ها
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3507

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: درون این کالبدهای قصروار، ایوان‌ها (یا بالکن‌ها) و حوضچه‌های محکم ساخته شده، از هر سو و هر جهت. معنا: این بیت، بدن انسان را به کاخی مجلل تشبیه می‌کند که با طراحی استادانهٔ الهی دارای ایوان‌ها و حوضچه‌هایی است، نمادی از اجزا و ساختار پیچیدهٔ وجود ما.

شرح

این بیت، پرده از نگاه مولانا به عظمت آفرینش، و به ویژه آفرینش انسان، برمی‌دارد. مولانا پیشتر در این داستان، سخن از «زاو ابدان را مناسب ساخته» گفته است؛ یعنی آن معمار (خداوند) بدن‌ها را با تناسبی شگرف و کامل آفریده است. این بیت (M6:3507) شرح و بسط همین ایده است. من معتقدم که مولانا در اینجا کالبد آدمی را به یک قصر باشکوه و مهندسی‌ساز تشبیه می‌کند که در جای‌جای آن، «تخریج‌ها» (که همان ایوان‌ها یا بالکن‌های قصرند) و «صهریج‌ها» (حوضچه‌هایی که با ساروج محکم بنا شده‌اند) به چشم می‌خورد. این تعبیر، نشان‌دهندهٔ پیچیدگی، نظم و زیبایی بی‌بدیل در طراحی اجزای بدن ماست. گویی هر عضو و هر کارکرد، خود ایوانی است برای تماشا یا حوضی است برای نگهداری و جاری ساختن حیات.

این تصویرسازی دقیق، پاسخی است به تصور باطلِ مخلوقات ناهماهنگ و وصله‌پینه‌شده. مولانا پیش از این بیت، به شکلی کنایی می‌پرسد که آیا خداوند می‌تواند «بر جسم اسب او عضو گاو» بگذارد؟ یعنی آیا ممکن است آن «شهره‌زاو» (معمار مشهور و ماهر) آفرینشی ناهنجار و ناموزون داشته باشد؟ بی‌درنگ پاسخ می‌دهد: «بس مناسب صنعت است این شهره‌زاو». هنرِ این معمارِ مطلق، در تناسب و هماهنگی کامل است. پس چگونه ممکن است آفریده‌های او، به خصوص کالبد انسان که جامع همهٔ کمالات است، ناموزون باشد؟ نه، هرگز چنین نیست.

به‌راستی، این بیت تنها به تحسین ظاهر بسنده نمی‌کند. مولانا بلافاصله پس از این تمثیل، اشاره می‌کند: «و از درونشان عالمی بی‌منتها / در میان خرگهی چندین فضا». این کالبدِ «قصر» مانند، فقط پوسته‌ای زیبا نیست؛ بلکه خود «خرگاهی» (خیمه‌گاهی) است که در درونش «عالمی بی‌منتها» و «چندین فضا» را در خود جای داده است. یعنی این بدن ظاهری، ظرف و آشیانه‌ای است برای یک جهان بی‌کران باطنی و روحی. این همانی است که ما در فلسفه به آن «میکروکازم» یا عالم صغیر می‌گوییم؛ این انسان، این قصر زیبا، در واقع خود تجلی و نمادِ جهان‌های بی‌نهایت درونی است. پس، در نگاه مولانا، بدن انسان نه تنها خود شاهکاری از معماری الهی است، بلکه دروازه‌ای است به سوی گستره‌های بی‌انتهای روح و معرفت.

نکات کلیدی

  • بدن انسان، شاهکاری از معماری الهی و نمونه‌ای از تناسب کامل در آفرینش است.
  • خداوند «شهره‌زاو» یا معماری است که هرگز آفرینش ناهماهنگ و ناقص ندارد.
  • پیچیدگی و نظم اجزای بدن، به مانند ایوان‌ها و حوضچه‌های قصر، نشان‌دهندهٔ کمال طراحی است.
  • این کالبد ظاهری، آشیانه‌ای برای یک جهان بی‌کران باطنی و روحی است و به خودی خود هدف نیست.

Sources: d6-s77 · 52:45:00 d6-s77 · 53:15:00 d6-s77 · 53:30:00 d6-s77 · 53:45:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.