لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۵۱۰

M6:3510 — قبض و بسط چشم دل از ذوالجلال / دم به دم چون می‌کند سحر حلال

قبض و بسط چشم دل از ذوالجلالدم به دم چون می‌کند سحر حلال
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3510

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: قبض و بسط چشم دل از جانب خداوند ذوالجلال است؛ چگونه لحظه به لحظه سحر حلال می‌آفریند؟ معنا: این بیت بیان می‌کند که خداوند متعال، پیوسته و با سحری حلال، دید و حال دل‌ها را میان گرفتگی و گشادگی دگرگون می‌سازد.

شرح

این بیت در میانهٔ سخن مولانا از «هوا» و آثار تباه‌کنندهٔ آن در آفرینش جهنم و عذاب آدمی می‌آید و به مسئلهٔ عمیق‌تر صحنه‌گردانی حضرت حق در عالم می‌پردازد. من معتقدم مولانا در اینجا تصویری از خداوند را به دست می‌دهد که می‌توان او را «ساحر حلال» نامید. ساحری در شرع حرام است، اما خداوند خود سحر می‌کند، سحری که حلال است و از سر حکمت. کار او، تغییر دائم حالات باطن و چشم‌انداز دل‌های ماست؛ گاهی گشایش می‌دهد، گاهی می‌گیرد. این قبض و بسط در احوال صوفیانه نیز شناخته‌شده است؛ قبض، گرفتگی و اندوه روح است، و بسط، گشایش و شادمانی. مولانا می‌گوید این‌ها نه بی‌علت، بلکه با ارادهٔ مستقیم «ذوالجلال» و «دم به دم» رخ می‌دهد. خداوند در قرآن خود را «خیرالماکرین» می‌خواند. اگرچه برخی این را به معنای دفع مکر مکاران می‌دانند، اما من از مولانا می‌آموزم که خداوند حقیقتاً مکار است، یعنی کارهایش پنهانی و از چشم ما پوشیده است. او حقایق را گاهی به گونه‌ای می‌نمایاند که ما آن‌ها را حق نمی‌بینیم، و گاه ناحق را حق. این نوعی سحر الهی است که به حقایق هستی رنگ و بویی دیگر می‌دهد. در همین‌جاست که آن دعای مشهور نبوی معنا می‌یابد: «رب ارنا الاشیاء کما هی»؛ پروردگارا، چیزها را همان‌گونه که هستند به ما بنمایان. این دعا خود گواه آن است که خداوند به سحر حلال خود، پرده بر روی حقایق می‌افکند و آن‌ها را از دید ما پنهان می‌سازد. این دگرگونی احوال دل، به قول حدیث معروف صوفیه، از آن روست که «قلب بین اسبعین کبریاست»، دل آدمی در میان دو انگشت قدرت الهی است که هرطور خواهد آن را می‌گرداند. این دو انگشت می‌تواند نماد جلال و جمال، یا قهر و لطف باشد. خداوند با این انگشتانش، دل را گاه به سوی گرفتگی (قبض) و گاه به سوی گشایش (بسط) می‌چرخاند. این تصویری است که من همیشه از عارفان گرفته‌ام: جهانی که در آن باد بی‌نیازی حق می‌وزد و درهای وجودی را پیوسته باز و بسته می‌کند. همچون پرِ کاهی در بیابان که در معرض باد طوفانی است، دل‌های ما نیز در این گردونهٔ دائمی قبض و بسط گرفتارند و دائماً از سوی خداوند، به سوی حالتی جدید می‌گردند. این، معماری هستی است که در آن، همه چیز در حال تحول و زیر سیطرهٔ کامل ارادهٔ الهی است.

نکات کلیدی

  • خداوند، یگانه ساحر حلال عالم است که پیوسته در حال دگرگون ساختن احوال باطن ماست.
  • «قبض» و «بسط» دل، حالاتی متناوب از گرفتگی و گشادگی معنوی‌اند که مستقیماً از ارادهٔ حق سرچشمه می‌گیرند.
  • مکر الهی نه به معنای فریب‌کاری، بلکه حکمت و تدبیری است که حقایق را از دید ما پنهان یا آشکار می‌کند.
  • دعای «رب ارنا الاشیاء کما هی» خواست پیامبر برای رهایی از حجاب سحر حلال الهی و مشاهدهٔ بی‌واسطهٔ حقیقت است.
  • قلب آدمی چون پرِ کاهی در بیابان بادهای ارادهٔ الهی است و دم به دم تحت سیطرهٔ «ذوالجلال» می‌گردد.

Sources: d6-s77 · 52:45:00 d6-s77 · 29:24:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.