لوستل دفتر ۶ د هغه پای مرستندوی او هغه غریب پوردار کیسې ته بیرته ستنیدل او له خواجه له قبر څخه د هغوی بیرته راستنیدل او د پای مرستندوی لخوا د خواجه په خوب کې لیدل تر پایه بيت ۳۵۳۰

M6:3530 — وقت بدرودن گه منجل زدن / روز پاداش آمد و پیدا شدن

وقت بدرودن گه منجل زدنروز پاداش آمد و پیدا شدن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3530

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زمان درو کردن فرا رسیده، هنگام داس زدن است؛ روز پاداش از راه رسیده و حقیقت آشکار شده است.

معنا: این بیت به سرانجام اعمال انسان در دنیا اشاره دارد؛ جهانی که کشتزار آخرت است. هر عملی که در این جهان انجام می‌دهیم، بذری است که روزی در جهان دیگر به ثمر می‌نشیند و نتیجه‌اش در روز پاداش، یعنی قیامت، آشکار می‌گردد.

شرح

این بیت، پرده از حقیقتی بنیادین در جهان‌بینی مولانا برمی‌دارد: جهان ما، جهانی پنهان‌کار و در پرده است که اعمال ما را در خود می‌پروراند و نتایجش را برای جهانی دیگر ذخیره می‌کند. مولانا پیش از این، از «پرده غفلت» سخن گفت که اگر برداشته شود، نظام دنیا از هم می‌پاشد؛ از «سیئات فردی» که «حسنات جمعی» می‌شوند؛ و از «دیگ محنت» که باید تا انتها بپزد تا مردم در امتحان رنج، ماهیت خود را آشکار کنند. این بیت، نقطهٔ اوج این گفتار است که آن پنهان‌کاری‌ها و محنت‌ها، جملگی مقدمهٔ ظهوری بزرگ‌اند.

من قویاً معتقدم که این جهان، به‌مثابهٔ «مزرعة الآخرة» است، کشتزاری برای جهان دیگر. در این دنیا، ما تخم عمل می‌کاریم؛ بذرهایی که گاه نیک و گاه بدند. مولانا می‌فرماید: «روز کشتن، روز پنهان کردن است / تخم در خاکی پریشان کردن است.» یعنی اینجا جای کاشتن و نهان کردن است، نه برداشتن و آشکار کردن. اما این پنهانی ابدی نیست. زمانی خواهد رسید که فصل درو فرا می‌رسد، و این بیت آن زمان را وصف می‌کند: «وقت بدرویدن گه منجل زدن»؛ منجل، همان داس است که برای درو کردن به کار می‌رود. این استعاره، تصویری روشن از مکافات عمل است، از اینکه هیچ عملی گم نمی‌شود و هر بذری روزی به ثمر می‌نشیند.

این «وقت بدرویدن» در حقیقت، «روز پاداش آمد و پیدا شدن» است. پاداش نه فقط به معنای جزا، بلکه به معنای آشکار شدن نتیجهٔ پنهان اعمال. آنچه پنهان کاشته بودیم، اکنون پیدا می‌شود. این همان حقیقتی است که پیامبر (ص) فرمودند وقتی تمام گوسفندی را جز یک ران صدقه دادند و گفتند: «این ران رفت، بقیه‌اش مانده.» آنچه در راه خدا می‌دهیم و به نظر می‌رسد از دست رفته است، در واقع باقی می‌ماند و ذخیره می‌شود، در حالی که آنچه برای خود نگه می‌داریم، فناپذیر است. ملاصدرا نیز در «اسفار» خود این بقای عمل را به شکلی فلسفی تشریح می‌کند.

این جهان از منظر مولانا، «پرده»ای بیش نیست: «این جهان پرده‌ست و عین است آن جهان.» اصالت و حقیقت محض در جهان دیگر است و این دنیا تنها حجابی رقیق بر آن حقیقت ابدی. همان‌طور که حدیث معروف می‌گوید: «الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا»؛ مردم خوابند و زمانی که می‌میرند، بیدار می‌شوند. این بیداری، همان کنار رفتن پرده و «پیدا شدن» حقیقت محض است. این جهان ما، به تعبیر نهج‌البلاغه، یک «تجارت‌خانه» است که با همهٔ «آزار»هایش، میدان کسب سود اخروی‌ست. ما رنج می‌کشیم و تلاش می‌کنیم به امید آن که «سود»ی ببریم و در آن سو، پاداش اعمالمان را «پیدا» کنیم.

نتیجه این بینش در رفتار نیز ظاهر می‌شود. مولانا در دفتر سوم مثنوی می‌گوید: «من تیقن بالبقاء جاد بالعطیه.» هر کسی که یقین کند آنچه می‌دهد باقی می‌ماند، سخی و بخشنده می‌شود. علت بخل ما این است که بخشیدن را فنای دارایی می‌بینیم، نه بقا و ذخیره‌اش برای روز پاداش و پیدا شدن.

نکات کلیدی

  • این دنیا مزرعه‌ای است برای کشت و کار، و آخرت زمان درو و برداشت محصول اعمال ماست.
  • هر عمل نیک یا بدی که در این جهان انجام دهیم، پنهان نمی‌ماند و در روز پاداش آشکار می‌شود.
  • حقیقت هر چیز در این جهان مستور است و در جهان دیگر نمایان خواهد شد؛ این دنیا پرده‌ای بر روی واقعیت است.
  • آنچه در راه خدا می‌بخشیم فنا نمی‌شود، بلکه باقی می‌ماند و در روز حساب به ما باز می‌گردد.
  • انسان‌ها در این دنیا در خواب غفلت‌اند و با مرگ از حقیقت وجود و نتایج اعمال خود بیدار می‌شوند.
  • یقین به بقای پاداش اعمال، سخاوت را در انسان تقویت می‌کند و او را از بخل می‌رهاند.

Sources: d6-s78 · 33:48:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.