لوستل دفتر ۶ د مشر ورور مقاله بيت ۳۸۹۱

M6:3891 — از حشم هر که به ما کردی گله / از بلا و فقر و خوف و زلزله

از حشم هر که به ما کردی گلهاز بلا و فقر و خوف و زلزله
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3891

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر کس از زیردستان ما نزد ما از بلا، فقر، ترس و زلزله گله می‌کرد. معنا: این بیت، از زبان شاهزادهٔ بزرگتر، به گذشته‌ای اشاره دارد که آن‌ها به زیردستان خود که از مصیبت‌ها و سختی‌ها می‌نالیدند، پند و اندرز می‌دادند.

شرح

این بیت، از زبان شاهزادهٔ بزرگتر در داستان سه برادر، نکته‌ای تأمل‌برانگیز و گاه طنزآمیز را دربارهٔ شکاف میان دانایی و توانایی به میان می‌آورد. شاهزاده به یاد می‌آورد که چگونه در گذشته، زمانی که در جایگاه اشراف و معلمان قرار داشتند، هر یک از زیردستان و حَشَم‌شان که به نزدشان می‌آمد و از بلا، فقر، خوف، و زلزله شکایت می‌کرد، بی‌درنگ و با اقتدار به او نصیحت می‌دادند که «کم نال از حرج، صبر کن کز صبر مفتاح الفرج». یعنی در برابر سختی‌ها، صبر و پایداری پیشه کند که صبر کلید گشایش هر در بسته است.

اینجا مولانا، به واسطهٔ این شاهزاده، انتقادی عمیق را متوجه عالمان بی‌عمل و واعظان غیرمتعظ می‌کند. آن‌ها که خود را در مقام نصیحت‌گر می‌بینند و به دیگران راه و چاره نشان می‌دهند، اما زمانی که خودشان درگیر «سودا» و «مالیخولیا»ی عشق می‌شوند، همانند زیردستان خود، در ناتوانی و سرگردانی گرفتار می‌آیند. این همان «کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون» قرآنی است که سخنان بی‌عمل را بی‌ارزش و دور از تأثیر می‌داند.

صبر در نگاه مولانا، نه صرفاً نشستن و انتظار کشیدن، بلکه مقاومت، پایمردی و پیگیری فعالانه در برابر مشکلات است. همان‌طور که می‌فرماید: «صد هزاران کیمیا حق آفرید / کیمیایی همچو صبر آدم ندید». این صبر، همچون زر در آتش، نه تنها زنگارها را می‌زداید، بلکه گوهر وجود را خالص و درخشان می‌کند. شاهزاده با این کلمات، به خود و برادرانش نهیب می‌زند که چرا کلید صبری که به دیگران می‌دادند، اکنون از دست خودشان افتاده است؟ این سؤال، پرسشی اساسی دربارهٔ ماهیت ایمان و عمل است و نشان می‌دهد که تجربه زیسته، شرط لازم برای فهم و به کار بستن حکمت‌هاست. این نه تنها نقد به دیگران، بلکه نوعی نقد خود است، که چگونه انسان می‌تواند در برابر مشکلات دیگران قوی و ناصح باشد، اما در برابر بلایای خود، آسیب‌پذیر و عاجز.

نکات کلیدی

  • انتقاد از شکاف میان نصیحت‌دادن و عمل‌کردن به آن، به‌ویژه در اهل علم و خواص.
  • «صبر» در نگاه مولانا نه تسلیم محض، بلکه مقاومت، پایمردی و پیگیری فعالانه در برابر مشکلات است.
  • بلایا و مصائب زندگی (بلا، فقر، خوف، زلزله) تجربه‌های جهانی هستند که هم حشم و هم شاهزادگان را درگیر می‌کنند.
  • حکمت حقیقی نه در کلام، که در تجربه زیسته و به کار بستن آن در بزنگاه‌های دشوار هویدا می‌شود.

Sources: d6-s87 · 00:39:18

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.