لوستل دفتر ۶ د مشر ورور مقاله بيت ۳۹۱۱

M6:3911 — بازی آن تست بر روی بساط / خویش را در طبع آر و در نشاط

بازی آن تست بر روی بساطخویش را در طبع آر و در نشاط
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3911

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بازی اکنون بر روی بساط توست؛ پس خویش را به طبع اصلی خود بازآور و به نشاط درافکن. معنا: این بیت به انسان خردمندی خطاب می‌کند که به دیگران پند می‌دهد اما خود را فراموش کرده، و او را فرامی‌خواند که اکنون نوبت خویش است تا حکمت خود را بر خود جاری کند و به شادی و طبیعت اصیلش بازگردد.

شرح

بیت شکوهمند «بازی آن تست بر روی بساط / خویش را در طبع آر و در نشاط»، به مثابه اوج خطاب مولانا به آن عالم، آن فقیه، یا آن ناصح است که عمری به پند و اندرز دیگران پرداخته و از خود غافل مانده. مولانا او را به میدان خویش فرامی‌خواند و می‌گوید: «بازی، بازیِ توست. نوبت توست که به کار خود برسی، به خود بپردازی.» این فراخوان، دعوتی است به خودشناسی و خودآیینی، پس از سال‌ها خدمت به دیگران.

پیش از این بیت، مولانا با عتابی نرم و شیوا، رشتۀ سخن را به جایی رسانده که گویی این زبان که ناصح دیگران بوده، اکنون در مواجه با خود "تن زده" است. آن خردی که گره‌گشای مشکلات عالم بود، در کار صاحبش ناتوان مانده. آن طبیبی که درد دیگران را درمان می‌کرد، خود دردمند شده و "تن زده" است. حتی آنکه بانگ بر لشکر می‌زد و مردمان را به حرکت درمی‌آورد، اکنون صدای خود را در مواجه با خویش گم کرده است.

مولانا در ادامه، خطاب به این "دانشمند" (با معنای فقیه در اصطلاح قدیم) می‌گوید: «آنچه پنجاه سال بافیدی به هوش / زان نسیج خود بغل‌تاقی بپوش». این تعبیر "بافندگی"، تعبیر پرمعنایی است که مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی نیز برای دستاوردهای ظاهری و خالی از محتوای عمیق برخی فلاسفه و عرفا به کار می‌برد. گویی این علوم و استدلالات، بافته‌هایی هستند که فقط بر بساط ذهن پهن شده‌اند، بدون اینکه روح را بپوشانند یا به آن گرما بخشند. مولانا از این متفکر می‌پرسد: حاصل این همه بافتن چیست؟ آیا می‌توان از این نسیج، لباسی برای خود ساخت و پوشید؟ به تعبیر معروف خودمان، "این همه چریدی دنبه‌ت کو؟" این همه قیل و قال، این همه مطالعه، این همه تفاخر به علم، سرانجام چه ارمغانی برای خودت آورده است؟

اینجاست که مولانا با نهایت صراحت، به نقطۀ مرکزی می‌رسد: «از نوایت گوش یاران بود خش / دست بیرون آر و گوش خود بکش». یعنی دیگران به تو گوش دادند و از تو متأثر شدند، اما حالا خودت به خودت گوش کن. خودت را از این غفلت بیدار کن. «سر بدی پیوسته خود را دم مکن / آب و دست و ریش و سبلت گم مکن». همواره سرور و رهبر بودی، حالا هم سرور خود باش و در هیاهوی نصیحت دیگران، خویشتن خویش را گم نکن. این علم‌ها را می‌آموزیم که "خودمان خودتر" بشویم، نه آنکه در این میانه خودمان را گم کنیم. جان همۀ علم‌ها، به قول مولانا، این است که «بدانی من کیم در یوم دین».

و اینجاست که بیت مورد بحث ما می‌آید: «بازی آن تست بر روی بساط». اکنون نوبت توست، میدان توست، اختیار با توست. «خویش را در طبع آر و در نشاط». این "طبع" نه فقط به معنای طبیعت و سرشت، بلکه به معنای "شعر و سخن" و "قریحۀ الهی" نیز می‌تواند باشد. مولانا او را فرامی‌خواند که این طبع را که عمری برای دیگران خرج می‌کرده، اکنون برای خود به کار گیرد. خود را به نشاط و شادی آورد و از عبوسی و خشکی رها سازد. این نشاط، نشاطی سطحی نیست؛ بلکه آن "طرب" عمیق و روحانی است که مولانا آن را در مقابل "حُزن" قرآن می‌نشاند. "جلاء الاحزان" مثنوی، نه از میان بردن حزن، که تبدیل آن به طربی پرفروغ است. این بیت دعوت به زیستن این طرب درونی است که حاصل خودشناسی و بازگشت به اصل خویش است. مولانا می‌گوید اکنون نوبت توست که خودت را در طبیعت حقیقی‌ات، در سرچشمۀ الهی‌ات، و در شادی بازیافته از آن، غوطه‌ور سازی؛ نه اینکه همچون "زنان زشت در چادر" پنهان باشی و از روبرو شدن با باطن خویش روی گردانی.

نکات کلیدی

  • دعوت به خودشناسی و خودآیینی: نوبت آن است که انسان، حکمت و انرژی معطوف به دیگران را به خود بازگرداند.
  • نقد "بافندگی" فلسفی: علوم نظری و نصایح بی‌عمق که به خودسازی نینجامد، "بافندگی" بی‌حاصل است.
  • خویش را در "طبع" آوردن: رجوع به سرشت اصلی و قریحۀ الهی خویش، پس از غفلت طولانی.
  • فراخوان به نشاط و طرب روحانی: رهایی از عبوسی و خشکی و تجربۀ شادی عمیق حاصل از بازگشت به خود.
  • جایگاه "من" در علوم: جان همۀ علم‌ها این است که فرد بداند "من کیستم" و خود را در این میان گم نکند.

Sources: d6-s87 · 00:48:28 d6-s87 · 00:53:03 d6-s87 · 00:57:03

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.