لوستل دفتر ۶ د امیرانو لخوا په جبري شبهې سره د هغه حجت دفاع او د شاه لخوا دوی ته ځواب ورکول بيت ۴۱۰

M6:410 — هیچ باشد این تردد بر سرم / که روم در بحر یا بالا پرم

هیچ باشد این تردد بر سرمکه روم در بحر یا بالا پرم
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:410

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هیچ ترددی بر من غالب نمی‌شود که آیا به اعماق دریا بروم یا به آسمان‌ها پر بکشم، زیرا این‌ها فراتر از توان من هستند. معنا: این بیت بیان می‌کند که تردید و دوگانگی در انتخاب میان دو کار، خود نشانهٔ اختیار و توانایی ماست؛ چرا که در کارهایی که از عهده‌مان خارج است، تردیدی به دل راه نمی‌دهیم.

شرح

مولانا، به‌ویژه در دفتر ششم مثنوی که حاصل اوج پختگی و واپسین سالیان عمر اوست، با قدرت تمام بر اختیار آدمی تأکید می‌ورزد. در جهانی که بسیاری از اهل زهد و تصوف به جبر گرایش داشتند، او از ما می‌خواهد که «اَعْوَر چو ابلیسِ خَلْق» نباشیم؛ یعنی یک‌چشمی به دنیا و فعل خویش ننگریم که تنها قضای الهی را ببینیم و از جهد و کوشش و اختیار خود غافل شویم. من این را تبیینی از یک نوع «پلورالیسم هستی‌شناختی» می‌دانم که هم تقدیر و قضای الهی را به رسمیت می‌شناسد و هم تأثیر بی‌بدیل ارادهٔ انسانی را. تردید و دوگانگی، در اینجا، نه ضعف که خود نیروی اثبات‌گر اختیار است.

ببینید، مولانا اینجاست که یک استدلال بسیار روشن و ملموس را پیش می‌کشد: «هیچ باشد این تردد بر سرم / که روم در بحر یا بالا پرم؟» من در مورد کارهایی که از اساس در توان من نیستند، مانند پریدن به آسمان یا غوطه خوردن در قعر دریا، دچار تردید نمی‌شوم. این‌ها اصلاً به حوزهٔ انتخاب من راه نمی‌یابند، چون قدرتی برای انجامشان ندارم. اما «این تردد هست که موصل روم / یا برای سحر تا بابل روم؟» اینجا من مرددم، چون هم توان رفتن به موصل را دارم و هم به بابل را. همین تردید، این درنگ کردن میان دو گزینهٔ ممکن، خود فریادی بلند است که من «فاعل مختار» هستم. اگر اختیار نمی‌داشتیم، تردید بی‌معنا می‌شد، «خنده بود بر سبلتی»، مسخره کردن خود بود. کسی که دست و پایش بسته است، نمی‌گوید این کنم یا آن کنم. این یک نشانهٔ قاطع و بی‌شبهه از آزادی و انتخاب ماست.

مولانا به‌صراحت به ما می‌گوید که رنج‌های خود را «بر قضا کم نه بهانه ای جوان / جرم خود را چون نهی بر دیگران؟» این اصرار بر مسئولیت‌پذیری فردی، بنیاد تعالیم اوست. رنجی که می‌کشیم، نتیجهٔ «بد کردنی» خود ماست، نه «بد ز بخت نی»! نگاه احول و لوچ، نگاهی است که همه‌چیز را به شانس و بخت و اقبال نسبت می‌دهد و آدمی را در «کاهدانی» کاهلی و بی‌عملی گرفتار می‌کند. این نفی اختیار، در واقع نفی خویشتن است. کسی که می‌گوید من مختار نبودم، در حقیقت می‌گوید من هیچ‌کاره بودم، من اصلاً عاملیتی نداشتم. اما آدمی اگر خودی در میان می‌بیند، حتی اگر صد عامل بیرونی را در فعل خود مؤثر بداند، باید اقرار کند که عامل صد و یکم خود اوست و سهم خود را در مسئولیت بپذیرد. تردید، توبه، شرمساری، و استغفار، همگی از لوازم و دلایل اختیار ما هستند. مولانا در اینجا ما را به یک خودآگاهی عمیق فرامی‌خواند که در آن، هر فرد مسئول اعمال و انتخاب‌های خویش است.

نکات کلیدی

  • تردید میان کارهای ممکن، نشانهٔ بارز اختیار انسان است.
  • مولانا در برابر جبرگرایی، بر قدرت انتخاب و مسئولیت‌پذیری تأکید می‌کند.
  • کسی که دست و پایش بسته است، تردید نمی‌کند؛ آزادی پیش‌شرط تردد است.
  • پذیرش مسئولیت اعمال خود، به معنای نفی بهانه‌هایی چون «تقدیر» یا «بخت» است.
  • نفی اختیار در واقع نفی خویشتن و وجود عاملیت انسان است.
  • توبه و شرمساری از گناه، گواهی بر باور عمیق به ارادهٔ آزاد است.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:32:00 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:40:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.