لوستل دفتر ۶ د هغه سړي کیسې ته بیرته ستنیدل، چې په مصر کې ورته خزانه ورښودل شوه او د هغه د درویشۍ له امله د حق تعالی حضور ته د هغه زاري بیانول بيت ۴۲۳۵

M6:4235 — مرد میراثی چو خورد و شد فقیر / آمد اندر یا رب و گریه و نفیر

مرد میراثی چو خورد و شد فقیرآمد اندر یا رب و گریه و نفیر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4235

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مرد میراث‌دار، چون ثروت خویش بخورد و فقیر شد، آنگاه به درگاه «یا رب» آمد و به گریه و ناله مشغول گشت. معنا: این بیت به مردی اشاره دارد که میراث پدری‌اش را تباه کرد و تهیدست شد، و در پی این فقر و نومیدی، با گریه و زاری به درگاه خداوند رو آورد.

شرح

این بیت، آستانهٔ ورود ما به داستانی است که مولانا در آن از مردی میراث‌خوار سخن می‌گوید. او ثروتی بی‌حساب داشت، اما آن را بی‌حکمت به باد داد و سرانجام دستش تهی شد. اینجاست که نقطهٔ عطف داستان رخ می‌دهد: چون تمام داشته‌های دنیوی‌اش را از دست داد و به قعر فقر رسید، آن وقت است که به حقیقتِ 'یا رب' متوسل می‌شود. این 'یا رب' گفتن، یک رویگردانی از غرور و استغنای کاذب و روی آوردن به بی‌چارگی و نیاز حقیقی است. همان‌طور که می‌بینیم، او نه تنها 'یا رب' می‌گوید، بلکه این ناله با 'گریه و نفیر' همراه است؛ یعنی از اعماق وجودش، با تمام جان، درخواست یاری می‌کند.

مولانا در این مقام، نکتهٔ بسیار ظریفی دربارهٔ اجابت دعا مطرح می‌کند. او می‌فرماید که پاسخ خداوند به دعاها همیشه مستقیم نیست. گاه اجابت به تأخیر می‌افتد و گاه نیز به شکل غیرمستقیم و در قالب هدایتی پنهان تجلی می‌یابد. در همهٔ این‌ها، حکمت و مصلحتی نهفته است که بنده، چه بداند و چه نداند، در نهایت به نفع اوست. این مرد میراث‌خوار نیز پس از این استغاثهٔ از سر اضطرار، در خواب ندایی غیبی می‌شنود. ندایی از 'هاتف' که او را به مصر و به سوی گنجی پنهان فرامی‌خواند. این 'هاتف'، همان‌طور که در ادبیات عرب به موجودی اسطوره‌ای یا ندای غیبی اطلاق می‌شد و حتی امروزه به تلفن اطلاق می‌شود، در اینجا نماد همان پاسخ غیرمستقیم و هدایت‌گرانهٔ الهی است. این تجربه به ما می‌آموزد که گاهی تهیدستی و از دست دادن همه چیز، خود دروازه‌ای است به سوی غنایی دیگر، غنای معنوی و ارتباط عمیق‌تر با حضرت حق.

نکات کلیدی

  • فقر و تهیدستی می‌تواند کاتالیزوری برای بازگشت صادقانه به سوی خداوند باشد.
  • استغاثهٔ 'یا رب' از سر ناچاری، نماد نیاز عمیق وجودی و صداقت در دعاست.
  • پاسخ‌های الهی به دعا لزوماً مستقیم نیستند و حکمت‌های پنهانی در تأخیر یا شکل غیرمنتظرهٔ آن‌ها نهفته است.
  • فقدان ثروت مادی می‌تواند منجر به جستجوی غنای معنوی شود.
  • این داستان اهمیت تسلیم و توکل به مشیت الهی را در زمان اوج نومیدی نشان می‌دهد.

Sources: d6-s95 · 00:23:30 d6-s95 · 00:41:25

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.