لوستل دفتر ۶ د هغه سړي خوشاله او هدف موندلي بیرته راستنیدل او د خدای شکر کول او سجده کول او د خدای د اشاراتو په عجائباتو او د هغو په داسې ډول کې د هغو د تاویلاتو په څرګندیدو کې حیران پاتې کیدل، چې هیڅ عقل او پوهه ورته نه رسیږي بيت ۴۳۵۰

M6:4350 — ساحران آورده حاضر نیک و بد / تا که جرح معجزهٔ موسی کند

ساحران آورده حاضر نیک و بدتا که جرح معجزهٔ موسی کند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4350

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ساحران همه‌گونه نیک و بدِ سحر خود را به میدان آوردند، تا که معجزهٔ موسی را به چالش کشیده و زخمی کنند. معنا: این بیت توصیف می‌کند که چگونه جادوگران فرعون، با آوردن همهٔ حیله‌ها و شعبده‌های خود، قصد داشتند معجزهٔ موسی را بی‌اعتبار کنند. اما در حقیقت، اقدام آن‌ها زمینه‌ساز تجلی قدرت الهی موسی شد.

شرح

این بیت از منظر مولانا، یک نکتهٔ عمیق کلامی و وجودی را فاش می‌کند: اینکه چگونه شر و قصد بدِ انسان‌ها می‌تواند ناخواسته در خدمت خیر و مشیت الهی قرار گیرد. ساحران، در داستان موسی و فرعون، با همهٔ نیرنگ‌ها و توانایی‌های خود به صحنه آمدند؛ «نیک و بد» سحر خویش را عرضه داشتند، یعنی هم نمایش‌های خیره‌کننده و فریبنده و هم ذات پلید و بی‌اساس جادوی خود را. هدفشان صریح بود: «تا که جرح معجزهٔ موسی کند»، تا کرامت نبوی موسی را مجروح سازند و بی‌اعتبارش کنند. اما مولانا، با بینش نافذ خود، نشان می‌دهد که این کوشش مذموم، دقیقاً به عکس انجامید. اینجاست که مفهوم «لطف خفی» خداوند آشکار می‌شود؛ لطفی که در پسِ پردهٔ قهر و تلاش‌های شیطانی، نهفته است. ساحران با انکار و ستیزه‌جویی خود، ناخواسته موجب «ظهور معجزات» شدند. اگر انکار آنان نمی‌بود، نیازی به برهان و معجزه هم نمی‌افتاد. این دشمنی‌ها و قصد «اذلال ثقات» (ذلیل کردن بندگان مورد اعتماد حق) و «ذل دین» (خوار کردن دین)، به «عز رسولان» (عزت پیامبران) و تجلی بی‌نظیر قدرت الهی انجامید. این یک اصل بنیادین در نگاه مولاناست که گمراهی‌ها و کژروی‌ها گاه «منهج ایمان» (راه ایمان) و «محصد احسان» (دروگاه احسان) می‌شوند. درست مانند دارویی که تریاق (پادزهر) آن در دل زهر نهفته است؛ «اندرون زهر، تریاق آن حفی / کرد تا گویند ذواللطف الخفی». این بدان معنا نیست که گناه یا قصد بد ستایش شود، بلکه تاکید بر این است که خداوند از طریق ارادهٔ متعالی خود، حتی از فعل شر نیز می‌تواند به سوی خیر رهنمون شود. گویی صحنهٔ جدال موسی با ساحران، تنها مقدمه‌ای بود تا حقانیت پیامبر و قدرت بی‌کران الهی، با درخششی هرچه تمام‌تر بر همگان آشکار شود. این خود نفی نگاهی جبرگرایانه نیست، بلکه نمایشگر آن است که جبر الهی می‌تواند از دل اختیار انسانی، راهی دیگر بگشاید.

نکات کلیدی

  • قصدِ بدِ ساحران برای جریحه‌دار کردن معجزهٔ موسی، خود به عاملی برای ظهور و تثبیت آن بدل شد.
  • مولانا مفهوم «لطف خفی» الهی را در اینجا روشن می‌کند؛ اینکه شر و نیت‌های سوء می‌توانند ناخواسته در خدمت خیر و مشیت الهی قرار گیرند.
  • دشمنی و انکار، گاه زمینه‌ساز برهان و معجزه می‌شود؛ زیرا بی‌انکار، نیازی به اثبات نمی‌بود.
  • این بیت نشان می‌دهد که چگونه خداوند حتی از دلِ گمراهی‌ها و کژروی‌ها، راهی به سوی ایمان و احسان می‌گشاید.
  • به تعبیر مولانا، تریاق (پادزهر) گاه در دل خود زهر نهفته است؛ یعنی راه نجات در جایی پدیدار می‌شود که کمتر انتظارش می‌رود.

Sources: d6-s96 · 21:11:32 d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.