لوستل دفتر ۶ د هغه سړي خوشاله او هدف موندلي بیرته راستنیدل او د خدای شکر کول او سجده کول او د خدای د اشاراتو په عجائباتو او د هغو په داسې ډول کې د هغو د تاویلاتو په څرګندیدو کې حیران پاتې کیدل، چې هیڅ عقل او پوهه ورته نه رسیږي بيت ۴۳۵۱

M6:4351 — تا عصا را باطل و رسوا کند / اعتبارش را ز دلها بر کند

تا عصا را باطل و رسوا کنداعتبارش را ز دلها بر کند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4351

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا آن که عصای جادوگران را باطل و رسوا کند و اعتبارش را از دل‌های مردم بر کَنَد.

معنا: این بیت به قدرت الهی اشاره دارد که چگونه تلاش‌های دشمنان برای تحقیر حقیقت و اولیای حق، به رسوایی خودشان و بی‌اعتبار شدن ابزارهایشان منجر می‌شود و جایگاهشان را از دل مردم می‌زداید.

شرح

در این بیت، مولانا پرده از یکی از ژرف‌ترین حکمت‌های الهی برمی‌دارد: حکمت «لطف خفی» یا آن‌گونه که من تعبیر می‌کنم، «وارونه‌سازی الهی». این اصل بنیادین می‌گوید که خداوند در دلِ قهر، لطف و در بطنِ ضلالت، هدایت قرار می‌دهد. مقصدِ ظاهری اعمال، اغلب از نتایج واقعی‌شان کاملاً متفاوت است. به تعبیر قرآن کریم: «وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرین». خداوند خود «ماکر» است، اما مکر او از جنس مکر انسان‌ها نیست؛ مکر او برای خنثی‌سازی و بازگرداندنِ مکر شیطانی است.

مولانا توضیح می‌دهد که چگونه تلاش‌های منکران و بدخواهان، که قصدشان «اِذلال ثِقات» یعنی ذلیل کردن و بی‌اعتبار ساختن فرستادگان و اولیای الهی است، به «ذُل شده عز و ظهور معجزات» می‌انجامد. یعنی آن ذلتی که آنان می‌خواستند نصیب حق کنند، به عزت و سرفرازی و ظهور معجزات و نشانه‌های الهی بدل می‌شود. این بیت دقیقاً در همین راستا، سرنوشت «عصا»ی جادوگران را بازگو می‌کند؛ عصایی که قرار بود باطل سحر کند و معجزه موسی را بی‌اثر نماید، خود به نمادی از رسوایی و ابطال جادوی آن‌ها تبدیل شد و اعتبارش از دل‌ها زدوده گشت.

در سخن سعدی شیرازی هم این مفهوم را می‌بینیم آنجا که می‌گوید: «الا لا تَجزَعَنَّ اَخَ البَلیَّه فَلِلرَّحمانِ اَلطافٌ خَفیَّه». هیچ‌گاه از بلا و سختی نومید مباش، زیرا خداوند الطاف پنهانی دارد. این لطف خفی یعنی پادزهری که در دل زهر نهفته است. گاهی ظاهرِ کاری که می‌کند، قهر و نارضایتی است، اما باطن آن پر از رحمت و احسان است. ضلالت و گمراهیِ ظاهری می‌تواند راه را برای رشد و سود حقیقی هموار کند، چرا که خداوند «گمراهی را منهج ایمان کند» و «کژروی را محصد احسان کند». یعنی حتی کژروی‌ها و اشتباهات، می‌توانند به مزرعه‌ای برای درو کردن احسان و نیکی تبدیل شوند.

من این را بارها گفته‌ام که مکرمت و پاداش در نماز امری آشکار و بدیهی است؛ اما لطف خداوند در گناهان، در قالب مغفرت، پنهان است. اینجاست که «توبه» نقش کیمیاگر را ایفا می‌کند. گناهکاران «مستحق کرامت» هستند، چرا که توبه، فرد را نه فقط به نقطه پیش از گناه بازمی‌گرداند، بلکه به مراتب بالاتر می‌برد و سیئات را «بدل به حسنات» می‌کند. همان‌گونه که مولانا می‌گوید: «بس خجسته معصیت کان کرد مرد» – چه بسا معصیتی که با توبه‌ای راستین، مبارک و خجسته‌ترین اعمال آدمی شود.

پس، این بیت نه فقط درسی در باب معجزات و غلبه حق بر باطل است، بلکه بیانی عمیق از معماری الهی عالم است که چگونه همه چیز، حتی شرور و مقاصد سوء، در نهایت به خیر و کمال ختم می‌شود. این همان سرّی است که سالک را در عین «وجا» (ترس) از لغزش، همواره «رجا» (امید) به رحمت الهی می‌بخشد.

نکات کلیدی

  • ظاهرِ ضلالت و شر، می‌تواند باطنِ هدایت و خیر باشد؛ خداوند در دل قهر، لطف می‌نشاند.
  • تلاش دشمنان برای تحقیر حقیقت و اولیای الهی، به عکس عمل کرده و موجب عزت و ظهور معجزات می‌شود.
  • مکر خداوند (مکر الله) از جنس مکر انسان نیست؛ تدبیر الهی برای خنثی‌سازی مکر شیطانی و رسوا کردن باطل است.
  • اعتبار واقعی و ماندگار از آنِ حقیقت است؛ هر آنچه باطل باشد، در نهایت اعتبارش را از دل‌ها از دست می‌دهد.
  • نومیدی از رحمت حق بی‌معناست، حتی در بدترین کژروی‌ها نیز امید به «لطف خفی» و مغفرت الهی باید زنده بماند.
  • توبه، کیمیایی است که گناهان را به حسنات و فضیلت‌های برتر بدل می‌کند و گناهکارِ توبه‌کننده را به مقامی فراتر از پیش می‌رساند.

Sources: d6-s96 · 21:11:32 d6-s96 · 23:16:30

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.