لوستل دفتر ۶ د هغه سړي خوشاله او هدف موندلي بیرته راستنیدل او د خدای شکر کول او سجده کول او د خدای د اشاراتو په عجائباتو او د هغو په داسې ډول کې د هغو د تاویلاتو په څرګندیدو کې حیران پاتې کیدل، چې هیڅ عقل او پوهه ورته نه رسیږي بيت ۴۳۶۸

M6:4368 — چند لشکر می‌رود تا بر خورد / برگ او فی گردد و بر سر خورد

چند لشکر می‌رود تا بر خوردبرگ او فی گردد و بر سر خورد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4368

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بسیاری از لشکرها برای غنیمت گرفتن به جنگ می‌روند، اما مال و مکنتشان غنیمت دیگران می‌شود و خودشان شکست می‌خورند. معنا: این بیت به پارادوکس‌هایی در جهان اشاره دارد که در آن‌ها نیت و عمل انسان به نتیجه‌ای کاملاً برعکس آنچه در نظر داشته، می‌انجامد.

شرح

من به شما بارها گفته‌ام که جهان ما پر از این شگفتی‌ها و وارونگی‌هاست. مولانا، با بصیرت عارفانه خود، پیوسته از ما می‌خواهد که از ورای ظواهر بگذریم و به کنه امور بنگریم. این بیت نیز یکی از قوی‌ترین تبیین‌های همین وارونگی‌هاست. لشکر با غرور و تمنای غنیمت حرکت می‌کند، با این تصور که دستاوردی عظیم خواهد داشت؛ اما در این بسترِ پرمکرِ جهان، نه تنها چیزی به دست نمی‌آورد، بلکه هر آنچه با خود دارد، «برگ» او، به «فیء» دیگران تبدیل می‌شود و خود بر سر می‌خورد. این یعنی همان «لطف خفی» که خداوند در دل قهر می‌نشاند، یا برعکس، همان «مکر حق» که انسان را به نیت سوء راهی می‌کند اما نتیجه‌ای خیر یا لااقل معکوس برای او رقم می‌زند.

اینجاست که مولانا می‌گوید قصد انسان‌ها اغلب عیناً به نتیجه نمی‌رسد؛ آنجا که به شرّی همت می‌کنند، چه بسا به خیری بینجامد، و آنجا که به خیری کمر می‌بندند، ندانسته بر راهی خطا افتند. این درس بزرگی است برای ما: نه باید به نیت‌هایمان صددرصد اعتماد کنیم، و نه از وارونگی نتایج نگران باشیم. چه بسا خداوند در تاریک‌ترین قصدها، روزنه‌ای به نور گشوده باشد، و در ظاهری‌ترین کامیابی‌ها، هشداری پنهان کرده باشد.

این همان چیزی است که من همیشه بر آن تأکید کرده‌ام: انسان باید از پشت پرده مکر الهی را ببیند. مکر در اینجا به معنای فریب نیست، بلکه به معنای تدبیر پنهان و غیرمنتظره است. درست مثل داستان ابرهه که برای ویران کردن کعبه آمد، اما تلاشش نه تنها کعبه را ویران نکرد، بلکه عزت آن را صدچندان نمود و غنائمش به دست فقیران مکه افتاد. می‌بینید؟ نیت سوء، نتیجه‌ای معکوس و نیکو به بار آورد. این بیت از همین جنس است. وقتی لشکر می‌رود تا «بر سر خورد»، یعنی آنچه قصدش ویرانی دیگری است، خود را ویران می‌کند و دیگران را به ثروت می‌رساند. این نه صرفاً یک شکست نظامی، که بیانی عمیق از معماری پنهان عالم است که در آن، گاه ضلالت مقدمه هدایت است و شرّ، راهی به خیر می‌گشاید.

نکات کلیدی

  • جهان سرشار از وارونگی‌ها و نتایج غیرمنتظره است؛ قصد انسان به ندرت عیناً به نتیجه می‌رسد.
  • آنچه به ظاهر ضرر است، ممکن است در باطن خیر باشد و برعکس؛ این «مکر حق» و «لطف خفی» الهی است.
  • نیت شر، گاه به نتایج خیر منجر می‌شود و عزت و کامیابی را برای دیگران رقم می‌زند.
  • مولانا ما را به فراتر رفتن از ظاهر و درک تدبیر پنهان عالم دعوت می‌کند.
  • شکست‌ها و موفقیت‌ها در گرو اراده و تدبیر متعالی‌تری هستند که از دسترس فهم عادی ما خارج است.

Sources: d6-s96 · 22:00:00 d6-s96 · 23:16:30

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.