لوستل دفتر ۶ د هغه سړي خوشاله او هدف موندلي بیرته راستنیدل او د خدای شکر کول او سجده کول او د خدای د اشاراتو په عجائباتو او د هغو په داسې ډول کې د هغو د تاویلاتو په څرګندیدو کې حیران پاتې کیدل، چې هیڅ عقل او پوهه ورته نه رسیږي بيت ۴۳۷۱

M6:4371 — ابرهه با پیل بهر ذل بیت / آمده تا افکند حی را چو میت

ابرهه با پیل بهر ذل بیتآمده تا افکند حی را چو میت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4371

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ابرهه با فیل‌هایش آمد تا بیت خدا را خوار کند و زندگان را چون مردگان سازد. معنا: این بیت اشاره به داستان ابرهه و حمله او با لشکر فیل به کعبه دارد، که قصد داشت با خواری کعبه، مردم را از حج به سوی معبد خود در یمن بازگرداند.

شرح

این بیت، یکی از دقیق‌ترین تمثیل‌هاست برای تبیین اصل "لطف خفی" و چگونگی "فسخ عزائم" که از کلیدواژه‌های معرفتی مثنوی است. می‌دانید، ابرهه به قصد تخریب کعبه و ذلیل کردن بیت‌الله‌الحرام آمد، با لشکری از فیل‌ها، تا ساکنان حرم امن الهی را از بین ببرد و همه را از اطراف کعبهٔ واقعی پراکنده سازد و به سوی معبد خود در یمن بکشاند. اما چه شد؟ نتیجه دقیقاً عکس نیت او بود.

اینجاست که مولانا با ظرافت بی‌نظیری نشان می‌دهد چگونه تلاش‌های ابلیس‌گونه و خصمانه، می‌تواند به دست عنایت الهی، به عاملی برای عزت و جلال بدل شود. «عین سعی‌اش عزت کعبه شده، موجب اعزاز آن بیت آمده». یعنی خود این کوشش شرورانه، بدل به مایهٔ فزونی عزّت کعبه شد. مکیان که شاید پیش از آن، عزتی یکسان داشتند، «عز یکی بد، صد شده»؛ یعنی عزتشان صدچندان گشت و «تا قیامت عزشان ممتد شده». تا به امروز می‌بینید که کعبه چگونه مأمن و مطاف عشاق است، در حالی که نامی از معبد ابرهه باقی نمانده.

و جالب‌تر اینکه، این ذلت بر خود ابرهه و کعبهٔ او بازگشت: «او و کعبه او شده مخسوف‌تر». به واقع، او و معبدش در گودال خواری افتادند. و این معجزهٔ لطف خداست که «از جهاز ابرهه همچون دده، آن فقیران عرب تانگر شده». تجهیزات جنگی که ابرهه با خود آورده بود، پس از شکستش، به غنیمت عرب‌های فقیر درآمد و آن‌ها را توانگر ساخت. اینجا دقیقاً همان نقطهٔ طنزآمیز و گزندهٔ حکمت الهی‌ست: «او گمان برده که لشکر می‌کشید، بهر اهل بیت او زر می‌کشید». او به گمان خود برای نابودی آمده بود، اما در حقیقت، حامل رزق و روزی و ثروت برای اهل حرم بود.

اینجاست که من بارها تأکید کرده‌ام، اینجاست که خدا را باید شناخت. این «فسخ عزائم و نقض همم» که از کلمات قصار حضرت علی (ع) است و مولانا بی‌تردید به آن واقف بوده، تجلی می‌یابد. آدمی نیتی می‌کند، عزمی می‌بندد، اما دست قدرت الهی آن عزم و نیت را در هم می‌شکند و از آن، نتیجه‌ای متضاد با نیت اولیه بیرون می‌آورد. این درسی‌ست برای ما که نیت و سعی انسان، اگرچه مهم است، اما نهایتاً سرنوشت را لطف خفی الهی رقم می‌زند، نه توطئه‌ها و برنامه‌ریزی‌های بشر. این بیت اوج بیان این حقیقت است که «وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرین». مکر الهی در اینجا نه به معنای فریب، بلکه به معنای تدبیری پنهان و بی‌مانند است که همهٔ مکرها را بر هم می‌زند.

نکات کلیدی

  • قصد بشر در مقابل تدبیر الهی هیچ است: نیت شر ابرهه به عزت کعبه انجامید.
  • لطف خفی الهی، شرور را به خیر مبدل می‌کند: حتی حمله‌کنندگان، خود وسیله رزق و روزی می‌شوند.
  • شناخت خدا از طریق "فسخ عزائم و نقض همم" حاصل می‌شود: وقتی نیت‌ها نقش بر آب می‌شوند، دست خدا آشکار می‌گردد.
  • عزت حقیقی از پایداری در راه حق است، نه از قدرت ظاهری: کعبه باقی ماند و معبد ابرهه محو شد.

Sources: d6-s96 · 23:16:30

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.