لوستل دفتر ۶ د هغه سړي خوشاله او هدف موندلي بیرته راستنیدل او د خدای شکر کول او سجده کول او د خدای د اشاراتو په عجائباتو او د هغو په داسې ډول کې د هغو د تاویلاتو په څرګندیدو کې حیران پاتې کیدل، چې هیڅ عقل او پوهه ورته نه رسیږي بيت ۴۳۷۲

M6:4372 — تا حریم کعبه را ویران کند / جمله را زان جای سرگردان کند

تا حریم کعبه را ویران کندجمله را زان جای سرگردان کند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4372

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا بلکه حریم کعبه را ویران سازد و همگان را از آن جایگاه مقدس سرگردان کند.

معنا: ابرهه قصد داشت کعبه را تخریب کرده و زائران را از آن باز دارد تا به سوی خانه‌ای که خود ساخته بود جذب شوند، اما نتیجهٔ اعمالش به شکلی معکوس، به عظمت و جاودانگی کعبه افزود.

شرح

من معتقدم این بیت، مانند تمام قصهٔ ابرهه و فیل، یکی از برجسته‌ترین و رساترین نمونه‌های «لطف خفی» خداوند در مثنوی است. ابرهه به قصد ویرانی حریم کعبه و سرگردان کردن زائران، و نهایتاً تغییر قبله به سوی خانه‌ای که خود در یمن ساخته بود، لشکر کشید. نیت او آشکارا ذلت‌آفرینی و تخریب بود.

اما مولانا در اینجا به ما نشان می‌دهد که چگونه «عین سعی‌اش عزت کعبه شده». یعنی، عین تلاش او که به ظاهر برای خوار کردن و ویران کردن بود، به فضل خداوند، نتیجه‌ای کاملاً معکوس و صددرصد خیرآور داشت: کعبه عزتی دوچندان یافت و این عزت تا ابد ادامه پیدا کرد. این دقیقا مصداق همان آیاتی از قرآن کریم است که از مکر الهی سخن می‌گوید: «وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرین»؛ نیرنگ‌بازان قصد پلیدی می‌کنند، اما خدا نیز نیرنگ می‌ورزد و او بهترین نیرنگ‌بازان است.

این همان درسی است که بارها در مثنوی تکرار می‌شود: گاهی ضلالت‌ها مقدمهٔ هدایتند، گاهی کژروی‌ها به رشد و سود می‌انجامند. ما دیدیم که چگونه حتی گناه می‌تواند خلعت مغفرت بر تن گنهکاران بپوشاند، اگر به توبهٔ صادقانه منجر شود. این نگاه، کاملاً متفاوت از آن نگاهی است که جهان را پر از بی‌نظمی و بی‌عدالتی می‌بیند و دائم از آن شکایت می‌کند. مولانا به ما می‌آموزد که در پسِ هر قهر ظاهری، لطفی پنهان نشسته است، پادزهری در دل زهر. درست مانند سعدی که می‌گفت: «الا لا تَجزَعَنَّ اَخَ البَلیَّه فَلِلرَّحمانِ اَلطافٌ خَفیَّه» (ای گرفتار بلا، هرگز ناامید مشو که خداوند الطاف پنهانی دارد).

در نهایت، مولانا این واقعه را تبلور «فسخ عزائم و نقض همم» می‌داند. یعنی اراده‌های محکم و اهداف بلند انسان‌ها، به دست مشیت الهی درهم شکسته می‌شود و به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. ابرهه گمان می‌کرد که لشکر برای ویرانی کعبه می‌کشد، اما در واقع «بهر اهل بیت او زر می‌کشید»؛ به این معنا که شکست او و غارت ساز و برگش، باعث توانگر شدن فقیران عرب و آبادانی اطراف کعبه شد. او خود ناخواسته خدمتگزار کعبه و اهلش شد. این تماشای دائم این دگرگونی‌ها، معرفت انسان را به خداوند عمق می‌بخشد؛ همان‌گونه که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم».

نکات کلیدی

  • نیّت‌های شرورانه می‌توانند به نتایج خیر و برکت‌آفرین منجر شوند.
  • قصد ابرهه برای ویرانی کعبه، به طرز شگفت‌انگیزی باعث افزونی عزت و شکوه ابدی آن شد.
  • این بیت نمادی از «لطف خفی» الهی است؛ جایی که خداوند پادزهر را در دل خود زهر می‌نهد.
  • اراده‌ها و عزیمت‌های بشری در برابر مشیت الهی ناچیزند و ممکن است به عکس آنچه قصد شده، نتیجه دهند (فسخ عزائم).
  • واقعهٔ ابرهه نشان می‌دهد که خداوند حتی از دشمنان خود نیز برای اعتلای اولیا و اماکن مقدس خود بهره می‌برد.
  • جهان، از دیدگاه مولانا، دارای یک «معماری کامل» است که حتی شرور ظاهری نیز در نهایت به خیر مطلق می‌انجامد.

Sources: d6-s96 · 22:00:00 d6-s96 · 23:16:30

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.