لوستل دفتر ۶ د مرغ او ښکاري تر منځ مناظره په رهبانيت او د رهبانيت په معنی کې چې مصطفی (ص) خپل امت ته له هغه څخه منع کړې وه چې لا رهبانیة فی الاسلام بيت ۵۱۸

M6:518 — هر نبیی اندرین راه درست / معجزه بنمود و همراهان بجست

هر نبیی اندرین راه درستمعجزه بنمود و همراهان بجست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:518

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر پیامبری در این راه حق و درست، / معجزه‌ای نمود و جویای همراهان گشت. معنا: پیامبران در مسیر درست و الهی خود، معجزه نشان می‌دادند تا یاران و همراهان جمع کنند.

شرح

این بیت در ادامهٔ ابیات پیشین می‌آید که مولانا از اهمیت هم‌نشینی و یاری‌گری سخن می‌گوید. حتی یک خر، وقتی تنها باشد، راه را با تعب بسیار طی می‌کند و چوب می‌خورد، اما در رمه شاداب است و به‌سرعت پیش می‌رود. مولانا این مضمون را به پیامبران نیز تسری می‌دهد و می‌گوید که آنان نیز برای اینکه بتوانند راه درست خود را ادامه دهند و به مقصد رسند، به یاران و همراهان نیاز داشتند.

من بارها گفته‌ام که مولانا، در اینجا و در جاهای دیگر مثنوی، فهم بسیار دقیق و درستی از نقش معجزه ارائه می‌دهد. معجزه، آن‌طور که بسیاری می‌پندارند، دلیل صدق و راستگویی نبی نیست. یعنی منطقاً هیچ ربطی بین انجام کارهای خارق‌العاده و حقیقت یک ادعا وجود ندارد؛ یک دغل‌باز نیز ممکن است دست به کارهای عجیب بزند. بلکه، معجزه در درجهٔ اول برای «قهر دشمنان» است؛ برای سرکوب کردن و فرونشاندن سرکشی و عناد بدخواهان بود، مانند عصای موسی که ساحران فرعون را از کار انداخت یا شکافته شدن دریا برای غرق شدن فرعون. پیامبران با معجزه آغاز نکردند و سخن خود را بر این بنا ننهادند که «من معجزه می‌کنم، پس به من ایمان بیاورید.» قرآن خود در سورهٔ فرقان و دیگر مواضع، توقعات معجزه‌گرایانهٔ عرب‌ها را به چالش می‌کشد و پیامبر می‌گوید: «قل سبحان ربی هل کنت الا بشرا رسولا» — «بگو: پروردگار من منزه است! مگر من جز بشری فرستاده هستم؟» اینجا نمایشگاه نیست، تئاتر نیست؛ اینجا محل تأمل در سخنان و آموزه‌هاست.

به قول ابن خلدون، پیامبر اسلام تنها دو معجزهٔ واقعی داشت: یکی قرآن، و دیگری ائتلاف بخشیدن میان قبایل متخاصم عرب. و به قول ابن رشد، فیلسوف اندلسی، قرآن نیز معجزه به معنای خارق عادت نیست، بلکه «دلیل پیامبری» است؛ همانند کتاب طبیب که نشانهٔ طبابت اوست، نه معجزهٔ او. در واقع، آن عقلانیت معجزه‌گرا که اصرار بر خارق عادت دارد، امروز دیگر کارآمد نیست. پیامبر، به تعبیر اقبال لاهوری، در شکاف میان دنیای قدیم و جدید ایستاده بود و با کتاب و عقلانیت نوین آغاز کرد.

اما مولانا در کنار «قهر دشمنان»، بُعد دیگری نیز برای جذب همراهان ذکر می‌کند: «بوی جنسیت پی دل بردن است». این «بوی جنسیت» یعنی سخن دلبرنده و دلربای پیامبر که «به دل می‌نشیند». این چیزی است که وجدان و عقل و قلب مخاطب را نرم می‌کند و او را برای پذیرش آماده می‌سازد. این تعلیم امام ابوحامد غزالی است که مولانا به خوبی آن را پرورانده است. پس پیامبران معجزه می‌کردند تا همراهان خود را از گزند فتنه‌گران و مدعیان دروغین معجزات حفظ کنند و با «بوی جنسیت» دل‌ها را با خود همراه سازند.

نکات کلیدی

  • معجزه در مثنوی دلیل صدق نبی نیست، بلکه ابزاری برای «قهر دشمنان» و دفع شر فتنه‌گران است.
  • جذب حقیقی یاران از طریق «بوی جنسیت» کلام نبی صورت می‌گیرد؛ یعنی سخنی که به دل نشیند و عقل و وجدان را راضی کند.
  • پیامبر اسلام (به نقل از ابن خلدون) تنها دو معجزه داشت: قرآن و ائتلاف قبایل متخاصم عرب.
  • قرآن خود معجزه نیست، بلکه «دلیل پیامبری» است؛ نشانهٔ رسالت، نه یک کار خارق‌العاده برای اثبات.
  • عقلانیت معجزه‌گرا (توقع امور مافوق طبیعی برای ایمان) در فهم مولانا و اقبال لاهوری، عقلانیتی منسوخ است.

Sources: d6-s12 · 00:15:17 d6-s12 · 00:16:56 d6-s12 · 00:19:18

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.