لوستل› دفتر ۶› د بلال کیسه چې د مصطفی (ص) له مینې په حجاز کې احد احد ویل په هغه سهارونو کې چې د هغه خاوند د یهودیت له تعصب څخه په اغزي وهلو د حجاز لمر ته او له زخم څخه د بلال له بدن څخه وینه بهیدله او له هغه څخه احد احد بې له ارادې ویل لکه څنګه چې له نورو دردمنو څخه بې له ارادې آه راوځي ځکه د مینې له درد څخه ډک و د اغزي د درد د لرې کولو اهتمام ته یې ځای نه و لکه د فرعون ساحران او جرجیس او نور بې شمېره› بيت ۹۰۷
M6:907 — کاهبرگی پیش باد آنگه قرار / رستخیزی وانگهانی عزمکار
M6:907
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: برگ کاهی که در برابر تندباد قرار میگیرد، آیا میتواند ثبات و آرامی داشته باشد؟ خیر، چنین ثباتی محال است. در برابر رستاخیزی عظیم، آیا میتوان ارادهای مستقل برای کاری داشت؟ باز هم خیر، این اراده نیز جز تابعی از آن رستاخیز نخواهد بود. معنا: این بیت به تسلیم محض انسان در برابر عشق و تقدیر الهی اشاره دارد؛ جایی که ارادهٔ فردی در برابر جریان عظیم هستی رنگ میبازد و هر جنبشی تابعی از ارادهای برتر میشود.
شرح
این بیت، که در دفتر ششم مثنوی و در خلال ابیات آتشین مولانا در باب عشق و نوروز آمده، ترجمان حال عشاق حقیقی است. مگر میشود برگ کاهی بود در برابر تندبادی سهمگین و توقع «قرار» و ثبات داشت؟ هرگز! ثبات برای کسی است که در برابر باد نمیایستد، بلکه خود را یکسر به او میسپارد و هرجا که باد میبرد، میرود. این تسلیم مطلق، نه ضعف است، بلکه عین هوشمندی است. مولانا پیشتر میگوید: «با قضا هر کوه قراری میدهد / ریشخند سبلت خود میکند». هر که بخواهد در برابر قضا و مشیت الهی بایستد، خود را به سخره گرفته است. بیت، پرسش دوم را مطرح میکند: «رستخیزی وانگهانی عزمکار؟» آیا در بحبوحهٔ یک رستخیز عظیم، یک تحول بنیادین، یک قیامت درونی، میتوان ارادهای مستقل برای انجام کاری داشت؟ بیشک نه. «عزمکار» که از این «رستخیز» برمیخیزد، دیگر عزم فردی عاشق نیست؛ بلکه آن ارادهٔ الهی است که از پس پردهٔ فنای عاشق سر برمیآورد. این همان حال «محو» است که مولانا در جای دیگری فرمود «محو میباید نه نحو». عاشق باید در عشق محو شود تا ارادهٔ حق از او سر بزند. این حالت، نه از سرِ بیچارگی، که از سرِ رهایی است. مولانا هرگز از تنهایی و یأس سخن نمیگوید، بلکه از جدایی و وصال. این برگ کاه، اگرچه بیاختیار است، اما تنها نیست؛ بادی که او را میبرد، باد حضور معشوق است. حرکتش، رقص اوست، نه سرگردانیِ بیحاصل. هر جنبشی که از او سر میزند، از آن باد است، نه از خودش. این عزم و ارادهٔ کار، اگرچه وانگهانی مینماید، ریشه در مشیت ازلی دارد و از این رو، ثمرش شکرین و گوارا خواهد بود، همچون «نی شکر» که مولانا در توصیف «نی» خود به کار میبرد.
نکات کلیدی
- تسلیم کامل در برابر عشق الهی، نشانهای از حکمت است، نه ضعف.
- ارادهٔ فردی در مواجهه با قدرت عظیم عشق و تقدیر، بیاثر میشود.
- «قرار» (ثبات) حقیقی در پذیرش بیقراریِ ناشی از حرکت عشق الهی است.
- «رستخیز» درونی، عرصهٔ ظهور ارادهای برتر است که از جانب معشوق میآید.
- بیاختیاری در مسیر عشق، به معنای تنهایی نیست؛ بلکه حرکت با باد حضور معشوق است.
Sources: d6-s72 · 00:02:48 d6-s72 · 00:03:36 s01 - Framing the whole project - Master understanding s02 - The Arabic preamble & the 'Quran in Persian' claim - Master understanding s04 - The DEEPEST M1:1 شرح (this is the central session) - Master understanding s05 - What Mowlana DOESN'T say + جدایی vs تنهایی (deep ontology) - Master understanding
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: A blade of straw before the wind, then (expecting) stability? No. A resurrection, and then (expecting) resolve to act? No. Meaning: This verse speaks to the utter surrender of the human being before divine love and destiny, where individual will dissolves in the face of the overwhelming currents of existence, and every action becomes a function of a higher will.
Explanation
This verse, found in the sixth book of the Mathnawi amidst Rumi's fiery verses on love and Nowruz, translates the true condition of lovers. Can a mere blade of straw, caught before a fierce wind, expect to find any 'stability' (قرار)? Never! Stability is for those who do not resist the wind but wholly surrender to it, letting it carry them wherever it wills. This absolute surrender is not weakness; it is the epitome of wisdom. Rumi states earlier: 'Any mountain that tries to stand against destiny (qazā) / Is mocking its own mustache.' Anyone who attempts to resist divine decree and will is only ridiculing themselves. The verse then poses a second question: 'A resurrection, and then (expecting) resolve to act (ʿazm-i kār)?' Can one harbor an independent will to act amidst a great 'resurrection' (rastkhizi)—a fundamental transformation, an inner upheaval? Assuredly not. The 'resolve to act' that arises from this 'resurrection' is no longer the individual will of the lover; rather, it is the divine will that emerges from behind the veil of the lover's annihilation. This is precisely the state of 'effacement' (maḥw) about which Rumi said elsewhere, 'Effacement is required here, not grammar (naḥw).' The lover must be effaced in love for the will of Truth to manifest through them. This state is not born of helplessness but of liberation. Rumi never speaks of loneliness or despair, but of separation and union. This blade of straw, though without its own agency, is not alone; the wind that carries it is the wind of the Beloved's presence. Its movement is its dance, not a fruitless wandering. Every motion that originates from it belongs to that wind, not to itself. This sudden resolve to act, though appearing spontaneous, is rooted in primordial destiny and, thus, its fruit will be sweet and palatable, like the 'sugar cane' (nay-e shekar) Rumi uses to describe his own 'reed'.
Key takeaways
- Complete surrender to divine love is a sign of wisdom, not weakness.
- Individual will becomes ineffectual when faced with the immense power of love and destiny.
- True 'stability' (qarār) lies in embracing the restlessness brought by the movement of divine love.
- Inner 'resurrection' (rastkhīz) is the arena for the manifestation of a higher will, originating from the Beloved.
- Lack of agency on the path of love does not imply loneliness; it means moving with the wind of the Beloved's presence.
Sources: d6-s72 · 00:02:48 d6-s72 · 00:03:36 s01 - Framing the whole project - Master understanding s02 - The Arabic preamble & the 'Quran in Persian' claim - Master understanding s04 - The DEEPEST M1:1 شرح (this is the central session) - Master understanding s05 - What Mowlana DOESN'T say + جدایی vs تنهایی (deep ontology) - Master understanding
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت به تسلیم محض انسان در برابر عشق و تقدیر الهی اشاره دارد؛ جایی که ارادهٔ فردی در برابر جریان عظیم هستی رنگ میبازد و هر جنبشی تابعی از ارادهای برتر میشود.
این بیت ترجمان حال عاشقان حقیقی است. مگر میشود برگ کاهی در برابر تندبادی سهمگین بود و توقع «قرار» و ثبات داشت؟ هرگز! ثبات برای کسی است که در برابر باد نمیایستد، بلکه خود را یکسر به او میسپارد. این تسلیم مطلق، نه ضعف، بلکه عین هوشمندی است. مولانا پیشتر میگوید: «با قضا هر کو قراری میدهد / ریشخند سبلت خود میکند». هر که بخواهد در برابر قضا و مشیت الهی بایستد، خود را به سخره گرفته است.
بیت، پرسش دوم را مطرح میکند: «رستخیزی وانگهانی عزمکار؟» آیا در بحبوحهٔ یک رستخیز عظیم، یک تحول بنیادین و قیامت درونی، میتوان ارادهای مستقل برای انجام کاری داشت؟ بیشک نه. «عزمکار» که از این «رستخیز» برمیخیزد، دیگر عزم فردی عاشق نیست؛ بلکه ارادهٔ الهی است که از پس پردهٔ فنای عاشق سر برمیآورد. این همان حال «محو» است که عاشق باید در عشق محو شود تا ارادهٔ حق از او سر بزند.
این حالت، نه از سرِ بیچارگی، که از سرِ رهایی است. این برگ کاه، اگرچه بیاختیار است، اما تنها نیست؛ بادی که او را میبرد، باد حضور معشوق است. حرکتش، رقص اوست، نه سرگردانیِ بیحاصل. هر جنبشی که از او سر میزند، از آن باد است، نه از خودش.
- رستخیز
- قیامت، تحول عظیم و زیر و رو کننده، آشوب بزرگ
- وانگهانی
- پس از آن، آنگاه، سپس
- عزمکار
- قصد و اراده برای انجام دادن کاری
- قرار
- آرامش، ثبات، سکون
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.