لوستل دفتر ۶ د ابوبکر صدیق (رض) لخوا د بلال (رض) پیښې او پر هغه د یهودانو ظلم او د هغه احد احد ویل او د یهودانو د کینې زیاتیدل او د مصطفی (ص) په وړاندې د هغه قضیې بیان او د هغه په اخیستلو کې مشوره بيت ۹۵۴

M6:954 — کان فلک‌پیمای میمون‌بال چست / این زمان در عشق و اندر دام تست

کان فلک‌پیمای میمون‌بال چستاین زمان در عشق و اندر دام تست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:954

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن آسمان‌پیما با بال‌های فرخنده و چالاک، اکنون در دام عشق تو گرفتار است. معنا: این بیت بلال حبشی را توصیف می‌کند که به خاطر عشق و ایمان خود به پیامبر و حقیقت الهی، روحی بلندپرواز یافته و اکنون در دام مهر آن حضرت اسیر گشته است.

شرح

من در اینجا می‌بینم که مولانا چه زیبا و بلیغ، بلال را توصیف می‌کند. بلالی که پیش از اسلام برده‌ای بیش نبود، اکنون به واسطهٔ ایمان و عشقی که به حقیقت و به پیامبر یافته است، روحی «فلک‌پیمای میمون‌بال چست» پیدا کرده است. این تعبیر، تعبیری عمیقاً مولاناگونه است. او آسمان‌ها را درمی‌نوردد و آفاق را می‌پیماید، نه با بال‌های معمولی، بلکه با «بال‌های میمون» خود. من پیش‌تر هم گفته‌ام که مولانا بال‌ها را یکسان نمی‌دید؛ «بال زاغان را به گورستان برد، بال بازان را سوی بستان برد». بال به خودی خود ارزشی ندارد، آنچه به آن ارزش می‌دهد مقصد و نیت پرواز است. مقصد بلال، عشق الهی و حقیقت نبوی بود؛ از این رو بال‌هایش میمون و فرخنده گشته‌اند. نکتهٔ کلیدی و فوق‌العاده مهم در این بیت، جملهٔ دوم آن است: «این زمان در عشق و اندر دام توست». این دام، دام صیادی نیست که جان به خطر اندازد؛ دام مهر است و عشق. این اشاره‌ای است به ذات دین و شیوهٔ آغازین آن. من بارها گفته‌ام که ادیان در آغاز، با عشق و شیفتگی آغاز می‌شوند، نه با استدلال و معجزه و برهان. معاصران پیامبران، چه در مورد عیسی و چه در مورد محمد، هرگز از آنان معجزه نخواستند و پی دلیل و احتجاج نرفتند. آنها شخصیت کاریزماتیک و مغناطیسی پیامبران را می‌دیدند و مفتون و مجذوب آنان می‌شدند؛ شیفتگی‌ای که حاضر بودند جان، مال و هرچه دارند فدا کنند. مولانا نیز اینجا همین نکته را تکرار می‌کند: حقیقت دین عشق است. عشق به یک شخصیت الهی و عشق به حقیقتی که آن شخصیت تجلی آن است. آن ادله و استدلالات، آن علم کلام و فلسفه، و حتی معجزات، همه بعداً پدید آمدند و به قول خود مولانا، همه برای «منکران» است. معجزات پیامبران برای این بود که «دشمنان را قهر کنند» و انکار مخالفان را دفع کنند، نه برای اینکه دل دوستان را جذب کنند یا در قلوب مؤمنان ایمان بیافرینند. ایمان و عشق، پیش از این‌ها و عمیق‌تر از این‌هاست. بلال در دام این عشق گرفتار است و این دام او را به فلک‌پیمایی رسانده است. این یعنی آنچه بلال را آزاد کرد، عشق بود، نه رها شدن از قید بندگی فیزیکی.

نکات کلیدی

  • عشق و ایمان به حقیقت، روح انسان را بلندپرواز و فلک‌پیما می‌کند.
  • ارزش ابزارها (چون بال)، به مقصد و نیت والای پرواز است، نه به خودی خود.
  • جوهر دین و نقطهٔ آغازین آن، شیفتگی و عشق به شخصیت و حقیقت الهی است، نه برهان و استدلال.
  • معجزات و ادلهٔ کلامی، عمدتاً برای دفع انکار مخالفان‌اند، نه ایجاد ایمان در قلوب دوستان.
  • آزادی حقیقی از قید بندگی، نه در رهایی از اسارت جسمانی، که در گرفتار آمدن در دام عشق الهی است.

Sources: d6-s21 · 00:04:52 d6-s21 · 00:06:24 d6-s21 · 00:08:26

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.