دیوان شمس غزل ۲۵۵۴ بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۵۴

  1. کسی کو در شکرخانه شکر نوشد به پیمانه بدین سرکای نه ساله نداند کرد خرسندی

G2554:2

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی·وگر ما را همی‌خواهی چرا تندی نمی‌خندی
  2. 2 کسی کو در شکرخانه شکر نوشد به پیمانه·بدین سرکای نه ساله نداند کرد خرسندی
  3. 3 بخند ای دوست چون گلشن مبادا خاطر دشمن·کند شادی و پندارد که دل زین بنده برکندی
  4. 4 چو رشک ماه و گل گشتی چو در دل‌ها طمع کشتی·نباشد لایق از حسنت که برگردی ز پیوندی
  5. 5 خوشا آن حالت مستی که با ما عهد می‌بستی·مرا مستانه می‌گفتی که ما را خویش و فرزندی
  6. 6 پیاپی باده می‌دادی به صد لطف و به صد شادی·که گیر این جام بی‌خویشی که باخویشی و هشمندی
  7. 7 سلام علیک ای خواجه بهانه چیست این ساعت·نه دریایی و دریادل نه ساقی و خداوندی
  8. 8 نه یاقوتی نه مرجانی نه آرام دل و جانی·نه بستان و گلستانی نه کان شکر و قندی
  9. 9 خمش باشم بدان شرطی که بدهی می خموشانه·من از گولی دهم پندت نه ز آنک قابل پندی

ganjoor: sh2554 · public domain