لوستل› دفتر ۱› برخه ۳۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←
بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست
د عیسی علیه السلام د امت لخوا له امیرانو څخه پوښتنه چې ستاسو له جملې څخه ولیعهد څوک دی؟
- M1:674 بعد ماهی خلق گفتند ای مهاناز امیران کیست بر جایش نشان
- M1:675 تا به جای او شناسیمش امامدست و دامن را به دست او دهیم
- M1:676 چونک شد خورشید و ما را کرد داغچاره نبود بر مقامش از چراغ
- M1:677 چونک شد از پیش دیده وصل یارنایبی باید ازومان یادگار
- M1:678 چونک گل بگذشت و گلشن شد خراببوی گل را از که یابیم از گلاب
- M1:679 چون خدا اندر نیاید در عیاننایب حقاند این پیغامبران
- M1:680 نه غلط گفتم که نایب با منوبگر دو پنداری قبیح آید نه خوب
- M1:681 نه دو باشد تا توی صورتپرستپیش او یک گشت کز صورت برست
- M1:682 چون به صورت بنگری چشم تو دوستتو به نورش در نگر کز چشم رست
- M1:683 نور هر دو چشم نتوان فرق کردچونک در نورش نظر انداخت مرد
- M1:684 ده چراغ ار حاضر آید در مکانهر یکی باشد بصورت غیر آن
- M1:685 فرق نتوان کرد نور هر یکیچون به نورش روی آری بیشکی
- M1:686 گر تو صد سیب و صد آبی بشمریصد نماند یک شود چون بفشری
- M1:687 در معانی قسمت و اعداد نیستدر معانی تجزیه و افراد نیست ❋
- M1:688 اتحاد یار با یاران خوشستپای معنیگیرْ، صورت سرکشست ❋
- M1:689 صورتِ سرکش گُدازان کُن برَنجتا ببینی زیر او وحدت چو گنج ❋
- M1:690 ور تو نگدازی عنایتهای اوخود گدازد ای دلم مولای او ❋
- M1:691 او نماید هم به دلها خویش رااو بدوزد خرقهٔ درویش را ❋
- M1:692 منبسط بودیم یک جوهر همهبیسر و بی پا بدیم آن سر همه ❋
- M1:693 یک گهر بودیم همچون آفتاببی گره بودیم و صافی همچو آب
- M1:694 چون بصورت آمد آن نور سرهشد عدد چون سایههای کنگره ❋
- M1:695 گنگره ویران کنید از منجنیقتا رود فرق از میان این فریق ❋
- M1:696 شرح این را گفتمی من از مریلیک ترسم تا نلغزد خاطری
- M1:697 نکتهها چون تیغ پولادست تیزگر نداری تو سپر وا پس گریز ❋
- M1:698 پیش این الماس بی اسپر میاکز بریدن تیغ را نبود حیا ❋
- M1:699 زین سبب من تیغ کردم در غلافتا که کژخوانی نخواند برخلاف
- M1:700 آمدیم اندر تمامی داستانوز وفاداری جمع راستان
- M1:701 کز پس این پیشوا بر خاستندبر مقامش نایبی میخواستند