لوستل دفتر ۴ برخه ۱۱۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←

بخش ۱۱۹ - عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل

د پاچا لخوا د نسل د قطع کېدو له ویرې د خپل زوی لپاره واده کول

  1. M4:3109 پس عروسی خواست باید بهر اوتا نماید زین تزوج نسل رو
  2. M4:3110 گر رود سوی فنا این باز بازفرخ او گردد ز بعد باز باز
  3. M4:3111 صورت او باز گر زینجا رودمعنی او در ولد باقی بود
  4. M4:3112 بهر این فرمود آن شاه نبیهمصطفی که الولد سر ابیه
  5. M4:3113 بهر این معنی همه خلق از شغفمی‌بیاموزند طفلان را حرف
  6. M4:3114 تا بماند آن معانی در جهانچون شود آن قالب ایشان نهان
  7. M4:3115 حق به حکمت حرصشان دادست جدبهر رشد هر صغیر مستعد
  8. M4:3116 من هم از بهر دوام نسل خویشجفت خواهم پور خود را خوب کیش
  9. M4:3117 دختری خواهم ز نسل صالحینی ز نسل پادشاهی کالحی
  10. M4:3118 شاه خود این صالحست آزاد اوستنی اسیر حرص فرجست و گلوست
  11. M4:3119 مر اسیران را لقب کردند شاهعکس چون کافور نام آن سیاه
  12. M4:3120 شد مفازه بادیهٔ خون‌خوار نامنیکبخت آن پیس را کردند عام
  13. M4:3121 بر اسیر شهوت و حرص و املبر نوشته میر یا صدر اجل
  14. M4:3122 آن اسیران اجل را عام دادنام امیران اجل اندر بلاد
  15. M4:3123 صدر خوانندش که در صف نعالجان او پستست یعنی جاه و مال
  16. M4:3124 شاه چون با زاهدی خویشی گزیداین خبر در گوش خاتونان رسید