Ler Livro 6 Uma história para explicar que a paciência na dor é mais fácil do que a paciência na separação do amado Dístico 1762

M6:1762 — گفت از سختی تنم را می‌خورد / کس کسی را کسوه زین سان آورد

گفت از سختی تنم را می‌خوردکس کسی را کسوه زین سان آورد
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:1762

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: (زن) گفت: از زبری‌اش تنم را آزار می‌دهد؛ مگر کسی چنین جامه‌ای برای دیگری می‌آورد؟ معنا: این بیت، گفتار زنی فقیر است که از کیفیت لباس کهنه و زبرش به شوهرش شکایت می‌کند و گله‌مند است که کسی چنین لباس سختی به دیگری نمی‌دهد که تن را بیازارد.

شرح

این بیت، پاره‌ای از حکایت درویشی است که همسرش از سختی معیشت و کیفیت نامناسب لباس خود شکایت می‌کند. زن، جامه‌اش را نشان شوهر می‌دهد و گله‌مندانه می‌گوید: «از زبری‌اش تنم را می‌خورد؛ آخر کدام کس به کسی چنین لباسی را می‌دهد؟» یعنی این لباس آنقدر بی‌کیفیت و خشن است که بدن را می‌آزارد و در خور انسان نیست. مولانا از این حکایت، تمثیلی بلند برای سلوک روحانی می‌آفریند. در پاسخ به شکایت زن، مرد درویش، سختی این لباس و فقر را با تلخیِ «طلاق» و «فراق» مقایسه می‌کند. در روزگار مولانا، طلاق برای زنانی که استقلال مالی نداشتند، به معنای بی‌خانمانی و هلاکت بود و بنابراین، تحمل سختی‌های زندگی زناشویی، آسان‌تر از رنج جدایی و تنها ماندن بود. این استدلال، هرچند ممکن است با ارزش‌های عصر ما هم‌خوانی نداشته باشد، اما برای مخاطب مولانا کاملاً معنادار و تأثیرگذار بود. درس عمیق‌تر آنجاست که مولانا این تمثیل را به جهان سلوک می‌کشاند. خطاب به سالک می‌گوید: «لا شک این ترک هوا تلخیده است، لیک از تلخی بعد حق به است.» یعنی بله، می‌دانم که ترک شهوات، جهاد با نفس، روزه و دوری از لذت‌ها دشوار است و به ظاهر تلخ می‌نماید. اما باید دانست که این تلخی‌ها در مقایسه با «تلخیِ بعد حق و غفلت» هیچ است. دوری از خداوند و گرفتار آمدن در دام غفلت، رنجی به مراتب عظیم‌تر و جبران‌ناپذیرتر است. رنج‌هایی که در این دنیا به ما می‌رسد – خواه فقر، بیماری یا از دست دادن عزیزان – گذرانند («زانکه اینها بگذرند آن نگذرد»)، اما دوری از خداوند باقی است. تمام این سختی‌ها، کوره‌هایی برای امتحان و تصفیهٔ روح‌اند، آن‌گونه که قرآن می‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ». آنچه این تلخی‌ها را شیرین و قابل تحمل می‌کند، «دولتِ» معرفتی است که از دلشان برمی‌آید. عارف می‌داند که نهایت این رنج‌ها به «ذوالمنن» ختم می‌شود که روزی از او می‌پرسد: «چونی تو ای رنجور من؟» همچون معشوقی که پس از صد جفا، یک «کرشمه» و لطف کند و تمام سختی‌ها را از یاد عاشق ببرد. حتی اگر این احوال‌پرسی آشکار نباشد، همان «ذوق» و لذتی که از رنج می‌بریم، خود نشانه‌ای از توجه و پرسشگری حق است. این‌جاست که رنج، دیگر صرفاً رنج نیست؛ بلکه پلکانی است به سوی معرفت و وصال، و دریچه‌ای به سوی پرسش‌های پنهان معشوق.

نکات کلیدی

  • مصیبت‌های دنیوی، هرچند سخت و ناگوار باشند، در مقایسه با تلخیِ دوری و غفلت از خداوند، ناچیز و گذرا هستند.
  • هدف از رنج‌ها و سختی‌های زندگی، تصفیه و امتحان روح است تا جوهر وجودی انسان آشکار شود.
  • تحمل مشقات سلوک و ترک هوای نفس، راهی است برای اجتناب از رنج عظیم‌تر فراق الهی.
  • لحظهٔ توجه و احوال‌پرسیِ معشوق از عاشق رنج‌دیده، تمامی سختی‌ها و جفاهای پیشین را می‌شوید و از یاد می‌برد.
  • حتی اگر احوال‌پرسی الهی آشکار نباشد، ذوق و لذتی که سالک در رنج خود می‌یابد، خود نشانه‌ای از این توجه پنهان است.

Sources: d6-s39 · 01:48:24 d6-s39 · 01:37:01 d6-s39 · 01:58:52

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.