Ler› Livro 6› Seção 62 ← anterior · seguinte →
بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهلتر از صبر در فراق یار بود
Uma história para explicar que a paciência na dor é mais fácil do que a paciência na separação do amado
- M6:1757 آن یکی زن شوی خود را گفت هیای مروت را به یک ره کرده طی ❋
- M6:1758 هیچ تیمارم نمیداری چراتا بکی باشم درین خواری چرا ❋
- M6:1759 گفت شو من نفقه چاره میکنمگرچه عورم دست و پایی میزنم ❋
- M6:1760 نفقه و کسوهست واجب ای صنماز منت این هر دو هست و نیست کم ❋
- M6:1761 آستین پیرهن بنمود زنبس درشت و پر وسخ بد پیرهن ❋
- M6:1762 گفت از سختی تنم را میخوردکس کسی را کسوه زین سان آورد ❋
- M6:1763 گفت ای زن یک سوالت میکنممرد درویشم همین آمد فنم ❋
- M6:1764 این درشتست و غلیظ و ناپسندلیک بندیش ای زن اندیشهمند ❋
- M6:1765 این درشت و زشتتر یا خود طلاقاین ترا مکروهتر یا خود فراق ❋
- M6:1766 همچنان ای خواجهٔ تشنیع زناز بلا و فقر و از رنج و محن ❋
- M6:1767 لا شک این ترک هوا تلخیدهستلیک از تلخی بعد حق بهست ❋
- M6:1768 گر جهاد و صوم سختست و خشنلیک این بهتر ز بعد ممتحن ❋
- M6:1769 رنج کی ماند دمی که ذوالمننگویدت چونی تو ای رنجور من ❋
- M6:1770 ور نگوید کت نه آن فهم و فن استلیک آن ذوق تو پرسش کردنست ❋
- M6:1771 آن ملیحان که طبیبان دلاندسوی رنجوران به پرسش مایلاند ❋
- M6:1772 وز حذر از ننگ و از نامی کنندچارهای سازند و پیغامی کنند ❋
- M6:1773 ورنه در دلشان بود آن مفتکرنیست معشوقی ز عاشق بیخبر ❋
- M6:1774 ای تو جویای نوادر داستانهم فسانهٔ عشقبازان را بخوان ❋
- M6:1775 بس بجوشیدی درین عهد مدیدترکجوشی هم نگشتی ای قدید ❋
- M6:1776 دیدهای عمری تو داد و داوریوانگه از نادیدگان ناشیتری ❋
- M6:1777 هر که شاگردیش کرد استاد شدتو سپستر رفتهای ای کور لد ❋
- M6:1778 خود نبود از والدینت اختبارهم نبودت عبرت از لیل و نهار ❋