Ler Livro 6 O rei devolveu o mapa do tesouro ao pobre, dizendo: 'Pegue, nós desistimos disso' Dístico 2016

M6:2016 — بر کف من نه شراب آتشین / وانگه آن کر و فر مستانه بین

بر کف من نه شراب آتشینوانگه آن کر و فر مستانه بین
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:2016

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شراب آتشین را بر کف من بگذار، آنگاه آن کر و فرِ مستانه را بنگر. معنا: مولانا با طلب شراب شورانگیز از ساقیِ ازل، حالِ سرمستی و شیدایی خود را بیان می‌کند که جهان را از شکوه و جلوهٔ رقص‌گونهٔ خود پر خواهد کرد.

شرح

من این بیت را در میانهٔ داستان «فقیر گنج‌طلب» و به عنوان یک خروجِ شوریده‌وار و مستانه از زبان مولانا می‌فهمم. به واقع، این لحظه‌ای است که گویی مولانا از روایت داستان فاصله می‌گیرد، خویشتنِ خود را فراموش می‌کند و در یک حالتِ بی‌خویشتنی، سخنانی داغ و آتشین بر زبان می‌آورد. اینجا دیگر روایتِ یک داستان نیست؛ این خودِ حالِ بی‌تاب و رقصندهٔ مولاناست که از پسِ پرده بیرون می‌افتد.

مولانا در این بیت از ساقی ازلی طلب «شراب آتشین» می‌کند. این شراب، بی‌شک، شرابِ عشق و معرفت است که جان را شعله‌ور می‌سازد و غبارِ عقلِ جزوی را از میان برمی‌دارد. او می‌گوید: «بر کفم نه آن شراب آتشین»، یعنی این مایع شورانگیز را به من بنوشان تا جانِ من از آن مستی یابد.

مقصود او از «کر و فر مستانه» چیست؟ این همان شور و شیدایی و رقصِ سماع است که باطنِ مولانا را آشکار می‌سازد. «وانگه آن کر و فر مستانه بین»، گویی مولانا به خواننده می‌گوید: حال که مرا با این شرابِ شورانگیز سیراب کنی، آنگاه خواهی دید که چگونه این مستی در رقص و جنبش و شکوهی بی‌بدیل متجلی می‌شود. این کر و فر، نه جاه و جلال دنیوی، که شوکت و وقار و هیبتِ یک سالکِ مستِ ازل است که در رقصِ معنوی خود جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این ابیات نمونهٔ بارزی است از «سبک‌روحی» مولانا. او در میانهٔ داستان، غم و غصه‌ها را کنار می‌نهد و غرق در شور و شیداییِ مستانه می‌شود. این همان طربی است که مثنوی به خوانندهٔ حقیقی خود می‌بخشد، نه حزن و اندوهی که از ظواهر عالم برمی‌خیزد. مولانا در اینجا خود را از قید روایت رها کرده و به رقصِ واژگان و معانی می‌پردازد، و این کر و فرِ مستانه، در واقع، نمودارِ همان «نیشکر» وجود اوست که با دَمِ الهی آکنده می‌شود و جهان را از «شکر» و شیرینیِ معرفت پر می‌کند. این بیتی است که مولانا نه برای توضیح چیزی، که برای ابرازِ حالِ خود می‌گوید، برای پرده‌برداری از آن دریای مواجِ معرفت که در جانِ او جریان دارد و اکنون به شکلِ کلامی آتشین بر کرانهٔ ساحلِ مثنوی می‌افتد. این سخن، نه صرفاً یک وصف، که خودِ همان آتش است که جانِ مولانا را می‌سوزاند و جهان را روشن می‌کند.

نکات کلیدی

  • این بیت بیانگر خروج مولانا از روایت صرف و ورود او به حال بی‌خویشتنی و شوریدگی است.
  • «شراب آتشین» نمادی از عشق الهی و معرفت سوزان است که جان را از خود رها می‌سازد.
  • «کر و فر مستانه» اشاره به شکوه رقص سماع و جلوهٔ بیرونی سرمستی باطنی مولانا دارد.
  • مولانا در این لحظه، به جای اندوه، شور و شادی را به جهان می‌بخشد که نشان از «سبک‌روحی» اوست.
  • این بیت نموداری از پرشِ بی‌مقدمهٔ مولانا به وادیِ حالِ عرفانی و مکاشفهٔ درونی است.

Sources: d6-s45 · 05:52:00 d6-s45 · 07:22:00 d6-s44 · 00:51:44

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.