Ler Livro 6 A história do músico que, na festa do emir turco, começou esta ghazal: 'Não sei se és uma rosa, um lírio, um cipreste ou a lua; não sei o que queres deste coração perturbado.' E o turco gritou: 'Diga o que você sabe!', e a resposta do músico ao emir Dístico 707

M6:707 — می‌ندانم که مرا چون می‌کشی / گاه در بر گاه در خون می‌کشی

می‌ندانم که مرا چون می‌کشیگاه در بر گاه در خون می‌کشی
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:707

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نمی‌دانم چگونه مرا می‌کشی؛ گاه مرا در آغوش می‌کشی و گاه در خون می‌کشی. معنا: سالک در این بیت از سر حیرت و تعجب می‌پرسد که محبوب چگونه او را همزمان به نهایت قربت و به اوج رنج و نیستی می‌کشاند.

شرح

این بیت بخشی از ماجرای مطرب ترک است که مولانا در مثنوی می‌آورد. مطربی در حضور مردی عجمی ترکی می‌خواند و ساز می‌نواخت، اما اشعاری که می‌خواند سراسر نفی و انکار بود؛ از جمله همین بیت که می‌گوید: «می‌ندانم که مرا چون می‌کشی / گاه در بر گاه در خون می‌کشی». شنونده از این ترانه‌های سراسر «می‌ندانم» خشمگین شد و قصد کرد بر سر مطرب بکوبد، اما مطرب توضیح داد که این «نفی» و «ندانستن» خود مقدمه‌ای است برای «اثبات» و «دانستن».

من قویاً معتقدم که این ماجرا و این بیت، کلیدی است برای فهم یک اصل محوری در طریق عرفان: تزکیه پیش از تحلیه. یعنی پیش از آنکه بتوان روح را با معارف و کمالات الهی زیور داد، باید آن را از آلودگی‌ها و موانع پاک ساخت. درست مانند حوضی که ابتدا باید گل و لای و لجن آن زدوده شود تا بتوان آب زلال در آن ریخت و این آب آلوده نشود. این «کشتن» که مطرب می‌گوید، اشاره‌ای است به همین روند پاکسازی و زدودن خودِ کاذب. این کشش الهی، هم ما را به آغوش قرب می‌کشاند (گاهی در بر می‌کشی) و هم ما را به خون نیستی و فنای نفس می‌افکند (گاهی در خون می‌کشی). این دوگانه، تناقضی نیست، بلکه دو روی یک فرایند واحد است که سالک را به معرفت حقیقی می‌رساند.

این نفی و ندانستن، عینِ سرگشتگی و حیرت نیست؛ بلکه سرگشتگی‌ای است که خود از ایمان برمی‌آید. سالکِ حقیقی می‌پذیرد که راه شناخت حق، از کنار گذاشتن مدعیات و خودبینی‌ها می‌گذرد. همانطور که مولانا خود می‌گوید، «قبل از نفی، اثبات محقق نمی‌شود.» پس این «می‌ندانم» بیان اعتراف به نادانی‌ای است که راه را برای دانایی متعالی باز می‌کند و نشانه‌ای از آمادگی برای تطهیر و تزکیه است. محبوب در این مسیر، گاه با عنایت و قرب خود سالک را تسکین می‌دهد و گاه با محنت و بلا، حجاب‌های هستی کاذب را از میان برمی‌دارد. این هر دو، فضل اوست و هر دو برای کمالِ جان لازم است.

نکات کلیدی

  • «می‌ندانم» مطرب، نفیِ مقدم بر اثبات و لازمهٔ تزکیهٔ روح است.
  • اعمال محبوب (قرب و رنج) متناقض نیست؛ دو روی یک فرایند واحد برای رشد سالک است.
  • حیرت و نادانی صادقانه، گام نخست در مسیر رسیدن به معرفت حقیقی است.
  • فنای نفس و زدودن خودِ کاذب، پیش‌شرط زیور یافتن به کمالات الهی است.

Sources: d6-s17 · 00:06:39

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.