Ler› Livro 3› Seção 120 ← anterior · seguinte →
بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان
A descrição da prosperidade da cidade do povo de Sabá e sua ingratidão
- M3:2657 اصلشان بَد بود آن اهل سبامیرمیدندی ز اسبابِ لقا
- M3:2658 دادشان چندان ضیاع و باغ و راغاز چپ و از راست از بهر فراغ
- M3:2659 بس که میافتاد از پُری ثمارتنگ میشد معبرِ ره، بر گذار
- M3:2660 آن نثار میوه، ره را میگرفتاز پُریِ میوه، رهرو در شگفت
- M3:2661 سَلّه بر سر در درختستانشانپُر شدی ناخواست از میوهفشان
- M3:2662 باد آن میوه فشاندی نَه کسیپُر شدی زان میوه دامنها بسی
- M3:2663 خوشههای زفت تا زیر آمدهبر سَر و روی رونده میزده
- M3:2664 مَرد گلخنتاب از پُری زربسته بودی در میان زرین کمر
- M3:2665 سگ کُلیچه کوفتی در زیر پاتخمه بودی گرگ صحرا از نوا
- M3:2666 گشته آمن شهر و ده از دزد و گرگبُز نترسیدی هم از گرگ سترگ
- M3:2667 گر بگویم شرح نعمتهای قومکه زیادت میشد آن یوماً بِیَوم
- M3:2668 مانع آید از سخنهای مهمانبیا بردند امرِ فَاستَقِم