Citește› Daftar 1› Povestea pupăzei și a lui Solomon, explicând cum, atunci când vine destinul, ochii luminoși se închid› Distih 1216
M1:1216 — با سلیمان یک بیک وا مینمود / از برای عرضه خود را میستود
M1:1216
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
پرندگان، یک به یک نزد سلیمان میآمدند و برای اینکه ارزش و هنر خود را به او نشان دهند، از مهارتها و ویژگیهایشان تعریف میکردند.
در این بخش از داستان، مولانا صحنهای را توصیف میکند که در آن، پرندگان در بارگاه حضرت سلیمان گرد آمدهاند. سلیمان، که زبان حیوانات را میفهمد، به محرمی برای آنان تبدیل شده است. هر پرنده به نوبت پیش میآید تا هنر و دانش خاص خود را به پادشاه عرضه کند. این بیت، لحظهی کلیدی این «عرضه» را به تصویر میکشد.
نکتهی مهمی که مولانا بلافاصله در بیت بعدی به آن اشاره میکند این است که این خودستایی از سر تکبر و خودبزرگبینی نیست. بلکه عملی هوشمندانه و ضروری برای یافتن جایگاه و مأموریت است. همانطور که یک صنعتگر یا هنرمند برای یافتن کار، نمونهی هنر خود را به کارفرما نشان میدهد، این پرندگان نیز تواناییهای خود را به سلیمان، که پادشاه و راهبر آنهاست، معرفی میکنند تا او بتواند از هر یک در جای مناسب خود بهره گیرد. این عمل، نه نمایش «منیت»، بلکه ابراز «هستی» و استعداد برای به کار گرفته شدن در یک نظام بزرگتر و حکیمانه است. این صحنه، تمثیلی از رابطهی سالک با پیر یا انسان با خداوند است: فرد باید استعدادهای ذاتی خود را بشناسد و آنها را در پیشگاه حقیقت عرضه کند تا به کمال لایق خود برسد.
- وا مینمود
- آشکار میکرد، نشان میداد، بیان میکرد
- عرضه
- ارائه کردن، نشان دادن (در اینجا: نمایش دادن هنر و قابلیت)
- میستود
- ستایش میکرد، تعریف میکرد
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.