Citește› Daftar 1› Iepurele duce vestea bună animalelor sălbatice că leul a căzut în fântână› Distih 1347
M1:1347 — دست میزد چون رهید از دستِ مرگ / سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ
M1:1347
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت، شادی وصفناپذیر خرگوش پس از رهایی از مرگ حتمی (شیر) را توصیف میکند و این رهایی را به شکوفایی و رقص یک گیاه در طبیعت تشبیه میکند.
این بیت در اوج داستان «شیر و نخچیران» قرار دارد. خرگوش که با هوش خود توانسته شیر ظالم را در چاه سرنگون کند، اکنون از مرگ رسته و به سوی دیگر حیوانات میشتابد تا مژدهٔ آزادی را به آنها بدهد. مولانا شادی او را یک شادی معمولی نمیبیند، بلکه آن را به پدیدهای عمیقتر در طبیعت پیوند میزند.
تشبیه خرگوش به «شاخ و برگ» بسیار مهم است. همانطور که شاخه و برگ از زندان خاک و محدودیت زمستان آزاد میشوند و در هوای بهاری به رقص درمیآیند، خرگوش نیز از «حبس» و ترس دائمی از شیر رها شده است. این شادی، یک رهایی وجودی است؛ گذار از مرگ به زندگی، از اسارت به آزادی. این رقص، بیانگر حیاتی است که دوباره به دست آمده و اکنون بیپروا و سبکبار، خود را در هوا رها میکند.
در ابیات بعدی، مولانا این تصویر را به یک اصل عرفانی تعمیم میدهد: جان انسان نیز در «آب و گِل» تن اسیر است و هنگامی که از این زندان رها شود، در هوای عشق الهی به رقصی شادمانه و ابدی درمیآید. بنابراین، رقص خرگوش نمونهای کوچک از رقص بزرگ کیهانی ارواح آزاد شده است.
- دست میزد
- کف میزد، از شدت شادی دستافشانی میکرد
- رهید
- رها شد، نجات یافت
- دستِ مرگ
- چنگال مرگ، کنایه از خطر قطعی کشته شدن
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.