Citește› Daftar 1› Iepurele duce vestea bună animalelor sălbatice că leul a căzut în fântână› Distih 1355
M1:1355 — شیر را خرگوش در زندان نشاند / ننگ شیری کو ز خرگوشی بماند
M1:1355
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
یک خرگوش ضعیف توانست شیر قدرتمندی را به دام اندازد و زندانی کند؛ این بزرگترین ننگ و خواری برای شیری است که از موجودی چنین ناتوان شکست بخورد.
این بیت نقطه عطفی در داستان «شیر و نخچیران» است. خرگوش با هوش و تدبیر خود، شیر مغرور و ستمگر را فریب داده و او را در چاهی که تصویر خود را در آن دیده بود، گرفتار کرده است. مولانا بلافاصله از این رویداد داستانی، یک نتیجهٔ عمیق عرفانی و اخلاقی میگیرد.
در لایهٔ اول، بیت بیانگر شگفتی و تحقیر است: چگونه ممکن است موجودی ضعیف چون خرگوش بر پادشاه جنگل غلبه کند؟ این «ننگ» صرفاً یک شکست نظامی نیست، بلکه فروپاشی کامل هیبت و غرور شیر است.
اما در لایهٔ عمیقتر که ابیات بعدی آن را آشکار میکنند، این داستان تمثیلی از نفس انسان است. «شیر» نماد روح یا «منِ» حقیقی انسان است که قدرتمند و الهی است. «خرگوش» نماد «نفس امّاره» یا ایگوی فریبکار و حیلهگر است. روح انسان، با تمام عظمتش، اغلب فریبِ خواستههای کوچک و نیرنگهای نفس خود را میخورد و در «چاه» دنیا، یعنی در دام تعلقات، شهوات و تردیدهای ذهنی («چون و چرا») زندانی میشود. بنابراین، این بیت هشداری است به سالک: شرم بر تو ای انسان بزرگ که اسیر نفس کوچک و حیوانی خود شدهای و قدرت اصلیات را از یاد بردهای.
- ننگ
- عار، شرم، رسوایی
- کو
- مخفف «که او»
- بماند
- در اینجا به معنی شکست خوردن، درمانده شدن، عقب ماندن
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.