Citește› Daftar 1› Comentariu la „Ce vrea Dumnezeu se întâmplă”› Distih 1898
M1:1898 — در خزان آن صد هزاران شاخ و برگ / از هزیمت رفته در دریای مرگ
M1:1898
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت، پاییز را توصیف میکند که در آن، شاخهها و برگهای بیشمار درختان، گویی از ترس مرگ شکست خورده و در دریای نیستی و فنا ناپدید میشوند.
مولانا در این بخش از مثنوی، قدرت بیانتهای خداوند در آفرینش و بازآفرینی را شرح میدهد. او توضیح میدهد که چگونه موجودات پیوسته از «عدم» به «هستی» میآیند و دوباره بازمیگردند. این چرخه، همانند خواب و بیداری شبانه یا مرگ و زندگی دوباره در قیامت است.
این بیت، با استفاده از تصویر آشنای پاییز، این مفهوم را ملموس میکند. «خزان» نمادی از مرگ و نیستی موقت است. صدها هزار شاخه و برگی که در بهار و تابستان سرسبز و زنده بودند، در پاییز گویی از نیرویی عظیم «هزیمت» مییابند و شکستخورده، در «دریای مرگ» فرو میروند. این «دریای مرگ» همان «عدم» یا نیستی ظاهری است که در ابیات قبل و بعد به آن اشاره شده است.
نکتهی کلیدی در اینجا، موقتی بودن این مرگ است. همانطور که در ابیات بعدی مولانا اشاره میکند، با فرمان دوبارهی خداوند در فصل بهار، این «عدم» هر آنچه را بلعیده، باز پس میدهد و حیات دوباره آغاز میشود. بنابراین، خزان مرحلهای از یک چرخهی بزرگتر است که قدرت مطلق الهی را در میراندن و زنده کردن به نمایش میگذارد.
- هزیمت
- شکست، فرار از جنگ
- خزان
- پاییز، فصل برگریزان
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.