Citește› Daftar 1› Comentariu la „Ce vrea Dumnezeu se întâmplă”› Distih 1900
M1:1900 — باز فرمان آید از سالار ده / مر عدم را کانچ خوردی باز ده
M1:1900
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت به قدرت خداوند در بازآفرینش و رستاخیز اشاره دارد؛ همانطور که با فرمان او بهار از دل زمستان برمیخیزد و طبیعت زنده میشود، «نیستی» نیز مجبور است هر آنچه را که بلعیده، به امر الهی به «هستی» بازگرداند.
این بیت در ادامهی توصیف قدرت مطلق خداوند در آفرینش و بازآفرینی است. مولانا پیش از این، پاییز را به «دریای مرگ» تشبیه کرده بود که تمام سرسبزی و حیات (شاخ و برگ) را در خود فرو میبرد و کلاغ را به نوحهگری که بر این مرگ سیاهپوش شده است.
در این بیت، ناگهان صحنه دگرگون میشود. «سالار ده» استعارهای است از خداوند، فرمانروای جهان هستی. فرمان او، همان ارادهی الهی (کن فیکون) است که با رسیدن بهار، چرخهی حیات را از نو به گردش درمیآورد. «عدم» یا نیستی، که در پاییز همچون هیولایی حریص، تمام طبیعت را بلعیده بود، اکنون مورد خطاب قرار میگیرد. به او دستور داده میشود که هر آنچه «خورده» و نابود کرده است — تمام آن برگها، گیاهان و بذرها — را بازگرداند.
این تصویر، تمثیلی قدرتمند از رستاخیز و معاد است. همانطور که خداوند هر سال با فرمان خود طبیعت مرده را زنده میکند، قادر است در رستاخیز نیز تمام موجودات را از نیستی به هستی فراخواند. این بیت تأکیدی است بر اصل «ما شاء الله کان» (آنچه خدا بخواهد، میشود) و نشان میدهد که مرگ و نیستی در برابر قدرت خداوند، تنها امانتدارانی موقت هستند و فرمانبردار ارادهی اویند.
- سالار ده
- فرمانروا و صاحب دهکده؛ در اینجا کنایه از خداوند به عنوان فرمانروای جهان هستی است.
- مر عدم را
- به عدم، خطاب به نیستی. «مر» حرف نشانهی مفعولی است که در فارسی قدیم رایج بوده است.
- عدم
- نیستی، نیستیستان، جهان غیرمادی.
- کانچ
- مخفف «که آنچه»؛ یعنی «که هر آنچه را».
- باز ده
- پس بده، بازگردان.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.