Citește› Daftar 1› Continuarea poveștii lăutarului și transmiterea de către Emirul Credincioșilor, Omar, fie ca Dumnezeu să fie mulțumit de el, a ceea ce a strigat vocea divină› Distih 2192
M1:2192 — بانگ میزد کای خدای بینظیر / بس! که از شرم آب شد بیچاره پیر
M1:2192
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
پیرمرد چنگنواز، غرق در شرم از لطف ناگهانی خداوند، فریاد برآورد که «دیگر بس است» و از شدت خجالت در حال ذوب شدن بود.
این بیت اوج دگرگونی روحی و شرمساری پیرمرد چنگنواز را به تصویر میکشد. او که تمام عمر خود را در غفلت و نواختن ساز گذرانده، ناگهان با پیام لطف و عنایت مستقیم خداوند از طریق عمر مواجه میشود. این توجه غیرمنتظره، بهجای شادی، او را دچار شرمی عمیق و ویرانگر میکند.
فریاد «بس!» او دو وجه دارد: از یک سو، خطاب به خداوند است که «ای خدا، این همه لطف تو در برابر یک عمر غفلت من، بیش از حد است و مرا خرد میکند.» از سوی دیگر، این فریاد درونی و خطاب به خود است که «بس است دیگر این همه غفلت و تباهی.»
تعبیر «آب شدن از شرم» یک استعارهٔ قدرتمند است که نهایت خجالت و فروپاشی «منِ» گذشتهٔ او را نشان میدهد. این شرم، نه از ترس مجازات، بلکه از درک عظمت و وفاداری معشوق (خدا) در مقابل بیوفایی خود است. این لحظه، نقطهٔ عطف توبهٔ اوست؛ شرمی که مقدمهٔ تولدی دوباره و شکستن ساز (نماد زندگی گذشته) در ابیات بعدی است.
- بانگ میزد
- فریاد میکشید، با صدای بلند میگفت
- بینظیر
- بیمانند، بیهمتا
- بس
- کافی است، دیگر ادامه نده
- آب شد
- کنایه از نهایت شرمندگی و خجالت است
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.