Citește Daftar 1 Explicarea faptului că uciderea giuvaergiului și otrăvirea lui au fost la indicația divină, nu din poftă sau gânduri rele Distih 244

M1:244 — گر ندیدی سود او در قهرِ او / کی شدی آن لطف مُطلق قهرجو

گر ندیدی سود او در قهرِ اوکی شدی آن لطف مُطلق قهرجو
✦ Redați acest beyt în Română

M1:244

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر در آنچه که قهر می‌نمود، سود و خیری نمی‌دیدی، چگونه آن فضل و رحمت بی‌کران الهی به قهر و انتقام متمایل می‌شد؟

معنا: مولانا می‌گوید خداوند که عین لطف و رحمت است، هرگز بی‌جهت قهر نمی‌کند؛ بلکه هر چه از جانب او قهر به نظر می‌رسد، در پس آن خیری عظیم نهفته است که فهم ما از درکش عاجز است.

شرح

این بیت از آن زوایای پنهان و ژرف حکمت الهی پرده برمی‌دارد که مولانا با بصیرت کم‌نظیرش آن را کاویده است. من پیش‌تر هم گفته‌ام که مولانا جهان را کج نمی‌بیند، بلکه معتقد به معماری کامل و بی‌عیب و نقص جهان هستی است. از این روست که او نه شکوه می‌کند و نه گلایه. این بیت دقیقاً در همین راستا معنا پیدا می‌کند.

سخن مولانا این است که آن وجودی که ما او را «لطف مطلق» می‌خوانیم — یعنی عین رحمت، عین کرم، و سراسر فضل است — هرگز بی‌جهت و بی‌حکمت به سوی قهر نمی‌رود. اگر قهر و سخت‌گیری از او سر می‌زند، از سر بی‌لطفی و ظلم نیست، بلکه در باطن آن قهری که ما می‌بینیم، سود و خیری نهفته است که از چشم ما پنهان است. دقیقاً مانند آن حکیم پزشکی که برای شفای بیمار، تیغ جراحی برمی‌دارد یا نیش حجامت می‌زند. کودک بیمار از آن نیش می‌لرزد و می‌گرید، اما مادر دلسوز که نتیجه و عاقبت کار را می‌داند، در آن لحظه شادمان است. قهر الهی نیز چنین است؛ ظاهری تلخ دارد اما باطنی شفابخش و حیات‌آفرین.

مولانا در این مقام، بینش بشری را در برابر حکمت الهی به چالش می‌کشد. ما عادت داریم با مقایسه به خود و تجربیات شخصی‌مان، دست به قضاوت بزنیم. از این رو، هرگاه مصیبتی یا قهری می‌بینیم، آن را شر محض می‌پنداریم. اما مولانا هشدار می‌دهد: «تو قیاس از خویش می‌گیری ولیک / دور دور افتاده‌ای، بنگر تو نیک». یعنی قیاس کردن افعال خداوند با فهم محدود انسانی خطاست و ما را از حقیقت دور می‌اندازد. آن حکیم مطلق، از ما «نیم جان بستاند و صد جان دهد»؛ چیزی می‌بخشد که در وهم و خیال ما نمی‌گنجد.

این رویکرد با نگاه بسیاری از عارفان دیگر نیز همخوان است که مصائب و بلایا را لطف‌های پنهان الهی می‌دانند. این همان «سخنان آتشین» است که از «نی» وجود مولانا برمی‌خیزد؛ آتش عشقی که ظواهر را می‌سوزاند تا باطن را نمایان کند. او به ما می‌آموزد که ورای رنج‌ها و سختی‌ها، دست نوازشگری است که خیر مطلق را رقم می‌زند، حتی اگر در ابتدا به شکل قهر نمودار شود. جدایی نی از نیستان، با آن همه ناله و فریاد، در حقیقت خود پلی است برای بازگشت به اصل خویش و رسیدن به وصال. این قهر ظاهری، ابزار لطف مطلق است برای صیقل دادن روح و آماده ساختن آن برای دریافت انوارهای حقیقت.

نکات کلیدی

  • قهر الهی در باطن خود لطف و خیر مطلق را نهفته دارد.
  • فهم محدود بشری از حکمت افعال خداوند قاصر است و نباید با قیاس به خود داوری کرد.
  • آنچه در ظاهر مصیبت یا فقدان به نظر می‌رسد (مانند «نیم جان» گرفتن)، در حقیقت راهی است به سوی برکات عظیم‌تر («صد جان» دادن).
  • مولانا، بر خلاف حافظ، جهان را کامل می‌بیند و هرگز از کژی عالم شکایت نمی‌کند؛ حتی در قهر نیز حکمت می‌جوید.
  • خداوند همچون «طبیب الهی» عمل می‌کند که با وجود ظاهری تلخ، هدف نهایی‌اش شفای کامل است.

Sources: d1-s21 · 01:09:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.