Citește› Daftar 1› Cusutul de către soția beduinului a ulciorului cu apă de ploaie în postav și sigilarea lui din cauza credinței profunde a beduinului› Distih 2733
M1:2733 — ای تو نارسته ازین فانی رباط / تو چه دانی محو و سکر و انبساط
M1:2733
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت خطاب به کسی است که هنوز در عالم مادی و تعلقات دنیوی گرفتار است و به او میگوید چنین شخصی قادر به درک احوالات معنوی و عرفانی مانند فنا، مستی الهی و انبساط روحانی نیست.
این بیت در میانهٔ داستان مرد عرب بادیهنشینی است که کوزهای آب باران را به عنوان هدیهای گرانبها برای خلیفه به بغداد میبرد. او که تنها آبهای شور و تلخ بیابان را دیده، گمان میکند این آب، گوهری نایاب است و از وجود رودخانههای عظیم دجله و فرات در بغداد بیخبر است. مولانا از این داستان به عنوان یک تمثیل استفاده میکند تا وضعیت انسان محبوس در دنیای مادی را شرح دهد.
رباط فانی (کاروانسرای زودگذر) استعارهای از همین دنیاست. انسانی که تمام عمر خود را در این دنیا گذرانده و از آن فراتر نرفته، مانند همان مرد عرب است. او تصور میکند که لذتها و ارزشهای مادی، نهایت کمال و خوشبختی است، همانطور که مرد عرب آب باران خود را برترین آب جهان میپنداشت.
در مقابل، مولانا به سه حال معنوی متعالی اشاره میکند: محو (فنا شدن در ذات حق و از خودی خود رستن)، سکر (مستی از شراب عشق الهی) و انبساط (گشایش و فراخی روحی که حاصل اتصال به حقیقت است). اینها تجربههای عارفانی است که از «چشمهٔ شور» دنیا عبور کرده و به «اقیانوس» حقیقت رسیدهاند. پیام اصلی این است که درک حقایق معنوی، نیازمند فراتر رفتن از عالم محسوسات و تعلقات دنیوی است. تا کسی از این «رباط» رهایی نیابد، سخن گفتن از آن احوالات برایش بیمعنا و دور از دسترس خواهد بود.
- نارسته
- رها نشده، رشد نکرده، بیرون نیامده
- فانی رباط
- کاروانسرای زودگذر و نابودشدنی، کنایه از دنیا
- محو
- فنا شدن، نیستی خودی در برابر وجود حق
- سکر
- مستی، در اصطلاح عرفانی مستی از عشق الهی
- انبساط
- گشایش، فراخی خاطر، حالتی معنوی در مقابل قبض یا گرفتگی روح
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.