Citește› Daftar 1› Predarea de către beduin a darului, adică a ulciorului, sclavilor califului› Distih 2826
M1:2826 — خنده میآمد نقیبان را از آن / لیک پذرفتند آن را همچو جان
M1:2826
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
نگهبانان و کارگزاران خلیفه با دیدن کوزهی آب به عنوان هدیه، خندهشان گرفت اما از روی ادب و احترام، آن را بسیار گرامی داشتند و پذیرفتند.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان مرد عرب بادیهنشین را به تصویر میکشد. او با تمام وجود و از سر اخلاص، کوزهای آب باران را که در بیابان جمع کرده، به عنوان بهترین هدیه برای خلیفه به بغداد آورده است. اما درباریان خلیفه که در کنار رود عظیم دجله زندگی میکنند، این هدیه را مضحک و بیارزش میبینند و ناخودآگاه خندهشان میگیرد.
نکتهی اصلی بیت در نیمهی دوم آن است: «لیک پذرفتند آن را همچو جان». با وجود تمسخر درونی، آنها هدیه را با احترام کامل و همچون چیزی گرانبها میپذیرند. چرا؟ ابیات بعدی توضیح میدهند که این رفتار، بازتابی از شخصیت و منش خود خلیفه است. لطف و بزرگواری خلیفه در تمام ارکان دربارش نفوذ کرده و کارگزارانش نیز آموختهاند که به نیت و صفای قلب هدیهدهنده نگاه کنند، نه به ارزش مادی هدیه. مولانا از این داستان نتیجه میگیرد که اخلاق و رفتار حاکم (یا در معنای عرفانی، پیر و مرشد) مانند آب یک حوض است که در تمام لولههای متصل به آن (یعنی مریدان و زیردستان) جاری میشود و کیفیت آب کل سیستم را مشخص میکند. ادب و بزرگواری درباریان، نشانهٔ بزرگواری خود شاه است.
- نقیبان
- جمع نقیب؛ سرپرستان، کارگزاران، پیشکاران دربار
- لیک
- ولی، اما
- همچو جان
- مانند جان؛ کنایه از با ارزش و گرامی دانستن، با تمام وجود
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.