Citește› Daftar 1› Despre calitățile șeicului și supunerea față de el› Distih 2952
M1:2952 — آن رهی که بارها تو رفتهای / بی قلاوز اندر آن آشفتهای
M1:2952
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
مولانا استدلال میکند که اگر تو در یک مسیر آشنا و تکراری هم بدون راه بلد ممکن است گم شوی، پس چطور میخواهی راه ناشناختهٔ معنوی را تنها طی کنی؟
این بیت بخشی از استدلال مولانا در ضرورت پیروی از «پیر» یا راهنمای معنوی است. او برای روشن کردن این نیاز، از یک مثال ساده و ملموس استفاده میکند.
مولانا از مخاطب خود میخواهد که به تجربههای عادی زندگیاش فکر کند: مسیری که بارها و بارها آن را رفته و با تمام پیچوخمش آشناست. با این حال، حتی در چنین راهی، گاهی پیش میآید که انسان بدون راهنما یا علامتی، لحظهای دچار سردرگمی و آشفتگی شود و راه را گم کند.
این بیت در واقع مقدمهای برای بیت بعدی است که نتیجهٔ منطقی آن را بیان میکند: اگر در راهِ رفته و شناختهشده چنین خطری وجود دارد، پس در راهِ نرفته و ناشناختهٔ سلوک روحانی که پر از خطرات و دامهای نفسانی (که در ابیات بعد به «غول» تشبیه میشود) است، نیاز به راهنمایی کاردان و بصیر چقدر حیاتیتر خواهد بود. این استدلال، تنها سفر کردن در مسیر معنوی را عین بیخردی و به هلاکت افکندن خویش معرفی میکند.
- قلاوز
- راهنما، راه بلد، پیشرو
- آشفتهای
- سرگردان شدهای، پریشان حال و گم گشتهای
- رهی
- راهی (شکل کهن)
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.