Citește› Daftar 1› Spusele oaspetelui lui Iosif, pacea fie asupra lui: „Ți-am adus o oglindă, pentru ca de fiecare dată când te vei uita în ea și îți vei vedea chipul frumos, să-ți amintești de mine”› Distih 3221
M1:3221 — زان نمیپرد به سوی ذوالجلال / کو گمانی میبرد خود را کمال
M1:3221
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
انسان به این دلیل در مسیر معنوی به سوی خدا پیشرفت نمیکند که دچار این توهم است که خود به کمال رسیده و بینیاز از رشد است.
این بیت یکی از موانع اصلی سلوک معنوی را بیان میکند: پندار کمال. مولانا در ابیات قبل توضیح داده است که لازمهٔ رشد و تکامل، درک و شناخت «نقص» خود است. همانطور که پزشک به سراغ بیمار میرود و کیمیاگر به سراغ فلز پست، لطف و کمال الهی نیز متوجه کسی میشود که به نیاز و کاستی خود آگاه است. کسی که نقص خود را بشناسد، با تمام توان به سوی کمال میتازد.
این بیت، نقطهٔ مقابل آن وضعیت را ترسیم میکند. انسانی که از پرواز به سوی «ذوالجلال» (صاحب شکوه و عظمت، یعنی خداوند) بازمانده، علتی جز این ندارد که خود را کامل میپندارد. این گمان باطل و غرور، مانند لنگری است که روح را در جای خود میخکوب میکند و مانع از حرکت و اوجگرفتن آن میشود. این فرد چون نیازی در خود احساس نمیکند، تلاشی هم برای رفع آن نمیکند و در نتیجه از سفر روحانی باز میماند. مولانا در ابیات بعدی، این «پندار کمال» را بدترین بیماری روح و علت سقوط ابلیس معرفی میکند که گفت «من بهترم».
- ذوالجلال
- صاحب جلال و عظمت، از نامهای خداوند
- کو
- مخفف «که او»
- گمانی میبرد
- گمان میکند، تصور میکند
- کمال
- کامل، بینقص
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.