Citește› Daftar 1› Povestea regelui evreu care a ucis creștini din fanatism› Distih 330
M1:330 — گفت استادْ اَحْوَلی را کَاندَر آ / رو بُرون آر از وِثاق آن شیشه را
M1:330
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
استادی برای آنکه به شاگرد دوبین خود خطای دیدش را نشان دهد، از او میخواهد که به اتاق برود و یک بطری شیشهای را بیاورد.
این بیت، آغاز یک تمثیل کوتاه در دل داستانی بزرگتر است. مولانا داستان پادشاه متعصبی را تعریف میکند که حقیقت یگانۀ دین را دو تا میبیند و به همین دلیل، پیروان موسی و عیسی را دشمن یکدیگر میپندارد. برای توضیح این خطای دید که از تعصب و خشم ناشی میشود، مولانا حکایت استادی را پیش میکشد که میخواهد به شاگرد «اَحوَل» یا دوبین خود نشان دهد که چگونه یک چیز را دو تا میبیند.
دستور استاد ساده است: برو و آن شیشۀ یکتا را از اتاق بیاور. این دستور، صحنه را برای آزمونی عملی آماده میکند. «شیشه» در اینجا نماد حقیقت واحد و شفاف است. شاگرد، به دلیل بیماری دوبینیاش، به جای یک شیشه، دو شیشه میبیند و همین امر، گفتگوی بعدی و نتیجۀ تمثیل را شکل میدهد.
نکتۀ کلیدی در این بیت، سادگی و روزمره بودن صحنه است. مولانا یک مفهوم عمیق عرفانی و اخلاقی (اینکه خشم و شهوت و تعصب، دید انسان را نسبت به حقیقت منحرف میکند) را در قالب یک اتفاق بسیار معمولی و قابل فهم بیان میکند تا تأثیر آن را ملموستر سازد.
- اَحْوَل
- لوچ، دوبین، کسی که یک چیز را دو تا میبیند.
- کَاندَر آ
- مخفف «که اندر آ»، یعنی «که داخل بیا».
- وِثاق
- اتاق، خانه، سرپناه.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.